جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

477

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

شاهد خونين بامدادان كه سر زند خورشيد * دمد از شام تيره صبح اميد پر شود دامن افق از خون * گونه صبحدم شود گلگون بر شب تيره چيره گردد روز * نور گردد به تيرگى پيروز خسرو روز باشكوه و جلال * سر برون آورد ز تيغ جبال * * * شامگاهان كه روز پايان يافت * ديو وحشت‌فزاى شب جان يافت سايه گسترد تيرگى به‌جهان * شبرو شوم شام ، گشت عيان چهرهء زرد مهر ميگون شد * طشت زرين چرخ پر خون شد رنگ سرخ شفق به چرخ برين * دامن شام را كند خونين * * * اينكه هر صبح و شام موجى خون * گونه چرخ را كند گلگون اينكه خونين بود به صبح فلق * هست همرنگ خون به‌شام شفق هيچ دانسته‌اى نشانهء چيست ؟ * رنگى از خون پاك و ناحق كيست ؟ * * * تا كه برجا است گردش گردون * تا شود دامن افق پرخون تا برآرد فلق سر از افلاك * با رخى شرمگين و آتشناك تا كه ريزد به صفحهء سيماب * شفق سرخ چون عقيق مذاب تا كه تاج خروس شب پرخون * شود از دور چرخ بوقلمون رنگ خونى كه صبح و شام مدام * نقش بندد به جامهء ايام هست گويى دو شاهد ازلى * از شهيدان حق ، حسين و على « 1 » * * *

--> ( 1 ) از دكتر محمد سياسى - اصفهان 15 ر 10 ر 1342 . ( به‌نقل از كتاب على ، راز ناشناخته ) گردآورنده م . اكبرزاده ، چاپ مشهد 1347