جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
468
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
قرار داده كه بهطور تساوى از آن برخوردار گردند . اين رحمتى است از او نسبت به بندگانش كه در سايه آن بهكارهاى خود بپردازند ، پس نبايد فساد و خدعه و فريبى در كار باشد . پيمانى كه با دشمن مىبندى قابل تأويل نباشد كه بتوان آن را بهمعناى ديگرى برگردانيد و هرگاه پس از استوار ساختن پيمان ، دشمن بهسخن قابل توجيهى متوسل شد و خواست بر خلاف نظر تو آن را معنى كند ، نپذير . همچنين اگر در پيمانى كه بستهاى خود را در تنگنا ديدى و فسخ آن را بر خود لازم دانستى ، باز هم براى رهايى خود بهجملههاى قابل توجيه متوسل مشو . اگر در اين مضيقهاى كه اميد گشايش در آن دارى و منتظر پايان نيك آن هستى ، شكيبا باشى بهتر از اين است كه متوسل به خدعهاى شوى كه از عاقبت بد آن بيمناك مانى ، و مورد بازخواست خداوند قرار گيرى ، و نتوانى از خدا بخواهى كه تو را از اين بازخواست معاف دارد . زنهار كه خونى را كه خداوند ريختن آن را حرام كرده ، بريزى . هيچ چيز مانند ريختن خون ناحق ، باعث دشمنى خدا و از ميان رفتن نعمت و سپرىشدن مدت فرمانروايى نمىشود . در روز حساب ، نخستين چيزى كه از طرف خداوند مورد پرسش قرار مىگيرد ، خونهاى بىگناهان است . هيچگاه درصدد برميا كه با خون بىگناهان ، فرمانروايى خود را استوار سازى . اين امر ، نه فقط حكمروايى تو را تقويت نمىكند ، بلكه موجب ضعف و سستى آن مىگردد و باشد كه باعث زوال و انتقال آن به ديگرى بشود . اگر بهطور عمد انسانى را بكشى ، عذر تو را نه خدا مىپذيرد و نه من . چه در قتل عمد ، قاتل بايد به قصاص برسد . و اگر خطا كردى و