جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
450
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
پستفطرتان كه در گرد فرماندار جديد به سعايت و سخنچينى حلقه مىزنند ، مىخواهند كه قدرت حكومت را وسيله اجراى هدفهاى شخصى خود نمايند . در اين موقع وظيفه حكمران آن است كه فتنهانگيزان را از خود بهدور دارد و در دعاوى توده با منتهاى دقت و بازجويى ، داورى كند . بههوش باش كه سخنچين ، بهظاهر خود را اصلاحطلب و حكيم جلوه مىدهد ؛ هرگز نصيحت اين گروه را بهگوش مگير . ترا سفارش مىكنم كه از نيت خيرانديشان و عناصر صالح استفاده كنى . با بخيل مشورت مكن ، زيرا او پيوسته از گدايى دم زند و ترا از رادمردى و گشادهدلى باز دارد . ترسو وجبان را در مجلس شوراى خويش راه مده كه اين عنصر ضعيف هم خود مىترسد و هم كوشش مىكند تا پايهء تصميم و اراده اصحاب مشورت را سست و ناچيز نمايد . با آزمندان همنشين مباش كه اين جماعت همواره سخن از سود شخصى كنند و ترا بهظلم و ستم در راه كسب مال و ذخيره زر ، تشويق نمايند . افراد بخيل و ترسو و آزمند بر عظمت قدرت خدا اتكا ندارند و از پروردگار خويش همواره بدگمان و آشفته خاطرند . بخل و ترس و حرص نهادهايى است گوناگون ، ولى سرچشمه همهء بدگمانىها به خداوند است . بدترين وزير تو كسى است كه قبل از تو ، و در دوران حكومت اشرار ، وزارت آنان را بهعهده داشته و در گناهان و تبهكارىهاى آنان شريك بوده است . هرگز خود را با پذيرفتن اينان آلوده نسازى كه يار گناهكارانند و برادر ستمكاران . تو مىتوانى از ميان خردمندان قوم وزيرانى كارآزموده و لايق