جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

449

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

به‌دور كن چنانچه خدايش از فضيلت انسانيت به‌دور كرده است . با همهء وسايلى كه در اختيار دارى و با تمام قدرتى كه در جان توست ، به‌جلب رضايت عموم و خرسندى توده بكوش ، زيرا كه اكثريت نگهبان مملكت و حصار كشور است . هميشه با مردم باش ، با شادى آنها شاد شو و در اندوهشان شركت كن . از آن زيردست بپرهيز كه ديگران را در محضر تو به‌زشتى ياد كند و در عيب‌جويى مردم زبان بگرداند . البته مردم به‌دور از عيب نيستند ، ولى حق توست كه همچون پدرى مهربان بر عيوب فرزندان خود پرده بكشى و به شرمسارى آنها رضايت ندهى . هرگز در اسرار پوشيده مردم و در آنچه مربوط به مصالح كشور نيست ، كنجكاوى مكن و بر كشف راز مردم حريص مباش ، زيرا وظيفه تو حفظ قوانين اجتماع و انتظام مسائل معاشرت در ميان ملت است تا آن حدود كه آشكارا باشد . تو كه از خداوند رازپوش انتظار دارى پرده از اسرارت فرو نيندازد ، پرده از اسرار مردم فرو نينداز ، دستى به‌سوى دلشكستگان دراز كن و آن غمكده‌هاى ويران را عمران‌نما و مرمت كن . در دل‌هاى شكسته كه از فروغ نشاط و اميد فرح تهى و خاموش است ، جمال ابديت جلوه مىكند . آرى قلب شكسته عرش خداست . پس هر آن كس كه آن سراچه ويران را تعمير كند ، كعبه مقدس را آبادان ساخته است . گره از كار مردم بگشا و اختلافات توده را با احتياطى هر چه تمام‌تر كه شايسته احترام حق عمومى است فيصله ببخش . اى مالك اكنون كه پاى بر مسند فرماندارى گذاشته‌اى ، خواه و ناخواه بايد اغراض شخصى و هدف‌هاى خصوصى را ترك گويى . آن