جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

444

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

امام ، مواد و قوانين ديگرى نيز وجود دارد كه ما به‌موقع خود از آنها در اين كتاب استفاده كرده و نقل خواهيم نمود . خوانندگان محترم با مطالعهء اين نامه به آگاهى جديدى از عقل و انديشه و نهاد يك انسان ، كه آن را درباره چگونگى پيوند مردم به همبستگى اجتماعى و بشرى ، براساس خير و نيكى ، به‌ارمغان داده است ! ، دست مىيابند . اينك قسمت‌هايى از نامهء امام ، به مالك اشتر : « 1 » * * * اين فرمانيست كه از بندهء خداى ، على اميرالمؤمنين ، به مالك پسر حارث نخعى ، معروف به اشتر « 2 » كه به موجب آن ، به فرماندارى

--> ( 1 ) مؤلف در اين بخش فقط قسمت‌هايى از فرمان امام را - كه هنگام اعزام مالك به مصر ، به‌مثابه‌ى برنامه كار وى نوشتند - نقل نموده بود ، ولى ما ترجيح داديم كه ترجمه كامل آن فرمان را براى مزيد استفاده خوانندگان محترم ، در اينجا بياوريم . در ترجمه اين فرمان ، از ترجمه‌هاى فارسى نهج‌البلاغه به‌ويژه ترجمهء كامل فرمان به وسيلهء دوست دانشمندم جناب آقاى علىاصغر فقيهى ، استفاده شده است . م ( 2 ) مالك پسر حارث نخعى بود . در يكى از پيكارها تيرى بر گوشه چشمش اصابت كرد و از آن اثرى بر جاى ماند و بدين جهت او را مالك اشتر ناميدند . مالك اشتر در تاريخ سرداران اسلام يادگارهايى برجسته دارد و مىتوان گفت فتوحات اسلام در شام و آسياى صغير مرهون فعاليت و فداكارى او بوده است . مالك از صميمىترين و فداكارترين ياران اميرالمؤمنين على ( ع ) بود و در همه كار او را يارى مىنمود . آنگاه كه لشكر شام براى تصرف مصر بدان ديار شتافت و « محمد بن ابىبكر » والى جوان سال آنجا شكست يافت ، اميرالمؤمنين « مالك » را به فرماندارى مصر برگزيد و او را با دستورات كامل بدان سوى فرستاد . اما هنوز به مصر نرسيده بود كه به تحريك معاويه مسموم گرديد و درگذشت . مالك را در خدمت اميرالمؤمنين مقامى ارجمند و عزيز بود بدانسان كه پس از مرگش اشك‌ريزان مىفرمود : « مالك براى من چنان بود كه من براى رسول خدا بودم » و باز مىفرمود : « كيست كه چون مالك تواند بود ؟ او بازوى من بود كه در مرز كشور مصر از دوشم بيفتاد و در خاك نهان شد . » م