جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

433

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

سادگى انجام مىدهد كه غلام خود را صدا كرده و به او بگويد : غلام ! آب خنك براى ما بياور ! و همينطور نرون ، روم را به‌آتش مىكشد و خود باده مىنوشد و به شعر و آواز و صداى دايره ، گوش مىدهد ! و به همين ترتيب پايدارى گروه ديگر را در مبارزه با ظلم و استبداد مىتوان توجيه و تفسير كرد كه بدون مبارزه ، ادامهء زندگى برايشان دشوار بود ؛ تا آنجا كه سقراط جام شوكران را چون دارويى سرمىكشد تا پايدارى خود را در اين راه ثابت كند و همچنين ولتر با نيرومندترين فرد اروپا در زمان خود ، مىجنگد و گويا كه او خودبه‌خود به‌سوى اين كار رفته است . چنان كه تشنه به‌سوى آب و گرسنه به‌سراغ نان مىرود و همچنين ياران حسين بن على در كنار وى مىايستند - در حالى كه او تنها در برابر نيروهاى بنىاميه كه بر ضد شخص او بسيج شده بودند ايستاده و آماده نبرد بود - و به او مىگويند : « ما با تو مىميريم » ! . پرچمدار و پيشرو اين گروه بزرگ از فرزندان بشريت ، على بن ابيطالب بود و چنان كه خود مىگويد ، رسالتش اين بود كه حقى را برپا دارد و باطلى را از بين ببرد ، و برنامهء حكومتش نيز همين بود ، ولى دنيا در قبال اين برنامه و اصول ، از حقيقت بسى به‌دور بود و ستمكاران دوران وى هم ، از لحاظ عده فزونتر و از لحاظ قدرت بيشتر بودند ! . نه ستمگر و نه ستمكش ! اين بود اراده و خواست على بن ابيطالب ، ولى زمان او اين را