جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
429
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
شخصيت بىنظير و يگانه على در شكل يك وحدت بههم پيوسته و جداناپذير ، از آنها تشكيل يافته است . آرى او يگانه است ! و آنگاه انقلاب وى بر ضداحتكار و استثمار ، در واقع انقلابى بر ضد ستم و ظلم و ستمكاران تبهكار است . و آنگاه سختگيرى او بر ثروتمندان و زورمندان و گروه بىعرضگان جاهطلب كه ثروت و نيروى خود را در راه آزار و شكنجه مردم بهكار مىبرند ، در حقيقت خود ، سختگيرى بر شكلها و رنگهاى گوناگون استبداد است . رغبت و ميل عميق وى به دستگيرى و مراعات عادلانه از بينوايان - كه آنها نيز بشر آفريده شدهاند و فقط در جامعه درهم ريخته و نابسامان ، ناچيز پنداشته مىشوند - و اصرار وى به آزادى آنهايى كه به بردگى كشانده شدهاند ، در حالى كه خداوند آنها را هم آزاد آفريده است و ذلت و پستى آنان موجب پستى و زبونى خود انسانيت مىگردد ، اين رغبت و ميل و اصرار ، خواستار سختگيرى و فشار بر كسانى است كه مردم را خوار و زبون ساختهاند ! اگر در آنچه كه ما تا بهحال خوانديم ، ديديم كه يارى و كمك امام به نيازمندان كمك و يارى به ستمديدگان است و اگر در آنچه كه ما تاكنون ديديم ، فهميديم كه خشم امام بر دشمنان جامعه و انسانيت و آنهايى كه از هدايت وجدان بهدورند ، خشم بر ستمكاران است ، اين نبايد باعث شود كه ما از منطق و روش صريح و روشن على بن ابيطالب درباره ستم و ستمكاران صرفنظر كنيم . زيرا درباره ظلموستم ، نص صريحى وجود دارد كه شامل همه شكلهاى آن از قبيل احتكار ، استثمار ، هتك حرمت و پستشمردن مردم مىگردد و به كوچكترين زواياى اين نواقص ، خواه آشكار باشد يا پنهان ، اشاره