جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

426

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

صحيح نيست » . وانگهى اين على است كه مىگويد : « بر پيمان‌هاى خود وفادار بمانيد » و « ذمه من در گرو آن چيزى است كه مىگويم » ! . * * * بدين ترتيب بر ما روشن مىشود كه صلح‌خواهى على ، در نتيجه دور و نهايى خود ، نمودارى از عدالت ، آزادى و مساواتى است كه آنها را براى همه مردم طلب مىكرد . و بلكه نمودارى از كار و كوشش جامع‌الاطراف در راه انسانيت است . كار و كوششى كه مىخواهد شامل همه ميدان‌هايى گردد كه انسانيت در آن رشد و تكامل مىيابد ، و از آن چيزهايى است كه على در روح و جانش آن را پرورده و در قانونش آن را اظهار و آشكار ساخته است . على در اين دعوت آتشين به دوستى ، فرزندان بشر را ، با ساير پدران بزرگ و پيشين انسانيت ، برابر مىداند ! دعوت على چقدر شباهت به عاطفه انسانى محمد دارد كه اين جمله آن را نشان مىدهد : « بندگان خدا ، با همديگر برادر باشيد » و با همين فكر بزرگ نيز شباهت دارد كه پيامبر آن را در پاسخ كسى كه پرسيد : « بهترين اعمال كدام است ؟ » بيان داشت و فرمود : « بهترين كارها ، بذل صلح ، بر جهان است » . و بانگ على ، در هدف و خواست خود ، چه شباهت زيادى به‌صداى اشعيا دارد ، در آن هنگام كه وضع مردم را - اگر با همديگر از در صلح و آشتى درآيند - تصوير مىكند و در آن هنگام كه اطمينان مىدهد اين وضع اجتماعى ، سرانجام ، در فرداى دور يا نزديك ، حتماً تحقق خارجى خواهد يافت ، و اين سخن بزرگ را مىگويد : « اسيران آزاد شوند و آنهايى كه در ظلمت و تاريكى به‌سر مىبرند ،