جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
415
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
ايجاد حسن تفاهم ، مذاكراتى بهعمل آيد . گوش كنيد كه او در جواب اصحاب خود كه در جنگ صفين مىگفتند چرا اجازه جنگ داده نمىشود ، چه فرمود ( و البته مىدانيد كه دشمن او در آن جنگ ، همان قاسطين ستمكارى بودند كه درباره آنها مىگويد : « از حق دور مانده و حيران و سرگردان شدهاند و آن را نمىبينند و بهظلم و ستم وارد گشته و از آن برنمىگردند » . ) . امام فرمود : « اما اينكه مىگوييد در جنگ تأخير مىكنم ؟ آيا اين همه درنگ و تأمل من براى ترس از مرگ است ؟ به خداوند سوگند ، من باكى ندارم كه بهسوى مرگ بروم يا مرگ بهسوى من بيايد . و اينكه مىگوييد در جنگ با مردم شام شك و ترديد دارم ، بهخداوند سوگند كه من يك روز جنگ را بهتأخير نينداختم مگر بهخاطر آنكه دوست دارم گروهى بر من بپيوندند و هدايت يابند و از روشنايى - چراغ هدايت - من بهرهمند شوند ، و اين در نزد من محبوبتر از آن است كه آنان در گمراهى بمانند و من با آنان بجنگم ، اگر چه گناه آنان بر خودشان است » ! و علاوه بر اين ، بايد هدف نهايى از اين جنگ ، فقط پيروزى باشد نه انتقامگيرى و قتل و نابودى و شكنجه و آزار ، و نه بدرفتارى و توهين و سختگيرى بر اسير و مجروح و فرارى و زن و مرد پير و كودك ! ، بلكه هدف آن مرد جنگى كه ايمان دارد در راهحق است و دشمن او ستمكاريست كه بايد داد مظلوم را از او بازستاند . بايد اين باشد كه حق را بر سر جاى خود برگرداند ، و بنابراين اگر با اندك جنگ و كشتارى ، هدف بهدست آمد ، بلافاصله بايد از جنگ دست كشيد . و در واقع بيزارى و نفرت از خونريزى - مگر در صورت ضرورت اجتنابناپذير - در جنگهاى على يك قاعده اساسى است .