جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
412
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
انسان مناسبت دارد و با احترام عميق او به زندگى و زندگان و كارهاى نيك و سودمند ، سازگار است ؛ و او بههمين جهت است كه در بعضى از اوقات به اين اكتفا مىكند كه به اصحاب و ياران خود بگويد : « براى دشمنان شما همين كافيست كه از راه راست بهسوى گمراهى رفتهاند » و اين بهخاطر آن بود كه از فتنه و آشوب جلوگيرى كند و مردم را به صلح بخواند . و براى همين است كه او از خطاكار بدعمل مىخواهد كه براى از بينبردن عوامل كشتار و جنگ ، از آنچه انجام داده ، پوزش بخواهد و به آن كس كه مورد بدى واقع شده ، امر مىكند كه عذر وى را بپذيرد ولو آنكه گناه وى در حق او ، بزرگ باشد و مىگويد : « عذر آن كس را كه پوزش مىخواهد ، بپذير » ! و « با انديشه خود ، با هواى نفس خود مبارزه كن تا دوستى و مهربانى بر تو روى آورد » ! و او به همين علت در پيروان خود صفتى بهتر و قابل تقديرتر از آن نمىبيند كه به صلح روى آورده و از جنگ دورى جويند و سلامتى و آسايش را براى خود و ديگران بخواهند و در اين زمينه ، كه چگونه بايد باشند ، مىگويد : « پيروان ما اگر خشمناك شوند ، ستم نمىكنند ، اين براى همسايگان سودمند است و بر آنهايى كه معاشرت دارند ، آرامش مىبخشند » . * * * البته اين شدت و اصرار در تنفر و بيزارى از جنگ و دعوت به صلح ، به آن معنى نيست كه در هر صورت بايد تسليم شد و خاضع گرديد ! و اين موضوع هرگز به معنى فرار از مسئوليت و آزادگذاشتن تبهكاران نيست . جنگ خود بهخود چيز زشتى نيست ، بلكه بهخاطر آن زشت است كه موجب بدى و آزار مىگردد . و صلح هم به آن