جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
401
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
حق را بپيماييد . . . و در پرتو نور اسلام قرار گيريد ، هيچ مسلمان و معاهدى ستم و ظلم نمىبيند » . او آنگاه كه مسلمانان را بهخاطر كوتاهىكردن در يارى حق و قصور در برطرفساختن ظلم از شهر « انبار » « 1 » ، توبيخ و سرزنش مىكند ، مىگويد كه چرا جلو تجاوز نماينده معاويه ، « سفيان بن عوف اسدى » را نگرفتند ؟ و او بر برادران وخواهرانشان ، اعم از مسلمان و معاهد ، كه در آن شهر بودند ، ظلم و تعدى كرد ، و مىگويد : « به من خبر رسيد كه يكى از سربازان دشمن ، بر يك زن مسلمان و يك زن معاهد وارد شده و خلخال و زيور آنها را بهزور از آنان گرفته است ؟ . . . اگر مرد مسلمانى پس از اين واقعه از تأسف و اندوه بميرد ، جا دارد و او را نبايد سرزنش كرد » . و او وقتى كه « محمدبن ابوبكر » را به فرماندارى مصر انتخاب كرد ، عهدنامهاى براى او فرستاد كه در آن مىگويد : « من به تو سفارش مىكنم كه با اهل ذمه با عدالت رفتار كنى و داد مظلوم را بستانى و بر ستمگر سخت بگيرى و از خطاى مردم درگذرى و تا آنجا كه مىتوانى نيكى بكنى . البته دور و نزديك بايد در نزد تو ، در حقوق يكسان باشند » . على پس از آنكه نظر او را نسبت به اهل ذمه جلب كرد ، دستور داد كه به همه مردم توجه كند و با گذشت و اغماض با مردم رفتار كند ، و اين بهخاطر آن بود كه در ذهن او ، موضوع مساوات تحكيم يابد . و در پيمان وى با مسيحيان « نجران » اين عبارت را مىخوانيم : « نه ستم ببينند و نه حقى از حقوق آنان پايمال گردد » .
--> ( 1 ) انبار يكى از شهرهاى قديمى عراق بود كه در سمت شرقى فرات قرار داشت . م