جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

370

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

جانب مردم تلقى گردد - اطمينان كامل دارد و به همين علت ، به‌طور انعطاف‌ناپذير و با خشم و تعصب ، در يك جمله كوتاه مىگويد : وضع و حساب خود را هرچه زودتر روشن كن ! به او خبر رسيد كه فرماندار ديگرى ، در آن قسمت از اموال عمومى كه در اختيار دارد ، تصرف مىكند . با شتاب تمام به او پيغام داد : « از خدا بترس و اموال مردم را به خود آنان بازده . اگر تو اين كار را انجام ندهى و خداوند تو را به‌دست من برساند ، وظيفه خود را در كيفردادن به تو ، انجام مىدهم تا در پيشگاه خداوند مسئول نباشم . به‌خدا سوگند ، اگر حسن و حسين اين‌چنين كنند كه تو كرده‌اى ، دربارهء آنها سهل‌انگارى نكنم و آنها بر من غلبه نكنند ، تا حق را از آنها بازگيرم و باطل را از بين ببرم » . على مردى را كه « سعد » ناميده مىشد ، به‌سوى « زيادبن ابيه » فرستاد و به او دستور داد كه هرچه از مال در نزد او باشد ، به بيت‌المال بفرستد . زيرا به على خبر رسيده بود كه « زياد » در خوشگذرانى به‌سر مىبرد و مال بينوا و فقير و بيوه‌زن و يتيم را به‌خود اختصاص مىدهد و خود را نيكوكار جلوه مىدهد ، در حالىكه از نيكى و نيكوكارى به‌دور است . ولى هنگامى كه فرستاده على در نزد زياد اصرار ورزيد كه دستور را اجرا كند ، زياد از پذيرفتن آن سرباز زد و او را از خود براند ! و على به او چنين نوشت : « سعد به من خبر داد كه تو به‌ناحق بر او ناسزا گفته و با تكبر و نخوت و غرور او را از پيش خود رانده‌اى ، در صورتى كه رسول خدا ( ص ) فرمود : « بزرگى و عظمت ويژه ذات خداوندى است » و هركس كه تكبر كند ، خداوند بر وى خشم ورزد . سعد به من خبر داد كه تو غذاهاى گوناگون و رنگارنگ بر سر سفره