جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

355

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

عقل ، چيز ديگرى در نزد على ارزشى ندارد . عقل و ايمان به على مىگويند كه تشنگان راه عدالت اجتماعى را تنها و به‌حال خود وانگذارد و كار آنان ، بر قانونگذار و حاكم سبك و بىارزش جلوه نكند و آنان به‌خاطر نيازمندى ، به ذلت و خوارى كشانده نشوند و با خاك يكسان نگردند ! و از گرسنگى چنان تحت فشار قرار نگيرند كه گلويشان خشك گردد و بر خود بپيچند و از گرمى تابستان بسوزند و يا از تازيانه‌هاى باد ، در سوز سرماى زمستان برخود بلرزند . عقل و ايمان به او امر مىكنند كه خيرات زمين را در معرض استفاده آن گروه مفتخوار و عياش نگذارد كه بدون آنكه گرسنه شوند ، مىخورند و بدون تشنگى مىآشامند و بدون كوشش و رنج و زحمتى ، از اموال عمومى استفاده مىكنند . آن گروهى كه فيل‌صفت دنيا را به كام مىگيرند ؛ فيل از سبزىهايى مىخورد كه خود نكاشته و از آبى مىنوشد كه چشمهء آن را خود روان نساخته است و آنگاه بدون آنكه رنجى برده باشد ، همواره در سايه‌ها به استراحت مىپردازد ! پيش‌بينى علىبن ابيطالب در اينكه صاحبان قدرت و نفوذ ، اعيان و اشراف ، راه و روش او را در موضوع ولايت و فرماندارى ، تحمل نخواهند كرد و چنان كه قبل از بيعت اعلان كرده بود هرگز طاقت تحمل صلابت و دفاع شديد او از اين روش را نخواهند داشت ، درست درآمد ، زيرا آنها پس از بيعت ، مىخواستند على فقط در جهت منافع آنها باشد ، نه براى همه مردم ، ولى على هرگز اين را نپذيرفت و حاضر نشد كه براى غير حق باشد . طلحه و زبير براى سازش و معامله ! پيش وى آمده و گفتند : « ما با