جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
348
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
اجتماعى است كه با اصول وجدان انسانى و قوانين طبيعت آزاد منطبق است . بنابراين انسان در اساس و اصول خود آزاد است : آزاد درك مىكند ، آزاد فكر مىنمايد ، آزادانه سخن مىگويد و آزاد كار مىكند و مجبورساختن آن در غير اين حدود ، روا و صحيح نيست ، مگر آنكه نابودساختنش نيز جايز باشد ! هيچكس نمىتواند خورشيد را از تابيدن بازدارد مگر آنكه پردهاى را مقابل نور آن حايل كند و در اين صورت ، خورشيد مىتابد ولى از هدفش دور شده است . هيچكس را ياراى بازنگهداشتن باد نيست ، مگر آنكه سر راه آن مانعى ايجاد كند و بدين وسيله آن را با نابودى مواجه سازد . و همچنين است موج دريا ، گل بيابان ، پرنده آسمان و هرچه در جهان هستى وجود دارد . . . آنها همه با تمام تار وپود وجود خود آزادند و اين آزادى را بهمثابه يك اصل و قانون مىپذيرند و گرنه از كار بازمىمانند و نابود مىشوند . اين آزادى را علىبن ابيطالب با تمام ژرفاى وجودش دريافت و آنچه را كه درك كرده بود برزبان آورد و با الهام از آن ادراك ، عمل كرد و آنچه را كه گفت و كارى را كه انجام داد ، درواقع با قوانين طبيعت ، هدف نهايى انسان و مصلحت جامعه هماهنگ بود . ما از گفتار و كردار او چيزهاى بسيار شناختهايم و ديدهايم كه چگونه در توجيه حركت و كار افراد ، بهخاطر درنظرداشتن شرايط اين آزادى ، كوشش نموده است و همچنين ديدهايم كه كوچكترين مسئله اساسى مربوط به آزادى انسان اجتماعى از نظر او دور نشده و از