جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

342

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

افراد قبيله خود را برضد او تحريك كند ؟ . . . راستى واكنش على درقبال اين تهديد چه بود ؟ امام هيچ‌يك از اين كارها را نكرد ، بلكه به تهديدكننده نگريست و با لحن كسى كه به عدالت خود اطمينان دارد و حق ديگران را در گفتار و كردار به رسميت مىشناسد گفت : « تو اگر رزمندگان و مردان خود را بياورى هم كسى نيستى ! خداوند تو را زنده ندارد اگر مرا زنده بگذارى ! برو هر كارى را كه مىدانى و مىتوانى بكن ! » ما شواهد ديگرى بر اين اضافه مىكنيم تا روشن شود كه على تا چه اندازه براى ياران و دشمنانش ، به‌طور يكسان ، آزادى وسيع و پرگذشتى را قائل است . از جمله اين شواهد اين است : گروهى از حجاز و عراق كوچ مىكردند و به‌سوى شام مىرفتند تا به معاويه بپيوندند ، و على نه جلو آنان را مىگرفت و نه متعرض آنان مىشد . درصدد نگهدارى يا فريفتن آنها هم برنمىآمد . زيرا آنها از نظر على آزاد بودند كه به اندازه فهم خود كار كنند و راه خود را آن‌طور كه مىخواهند بروند . على مىگويد : « خداوندا ! من آنان را به راه نيكى و رحمت راهنمايى كردم و با يادآورى و تذكار ، به‌شدت توفيق و سعادت آنان را خواستم ، تا هر توبه‌كننده‌اى به پاداش برسد و هركسى كه گوش شنوا دارد ، پند گيرد ، ولى به سخن من گوش نداده و آن را اطاعت نكردند ، خداوندا ! من سخن حق را براى آنان تكرار خواهم كرد و باز به آنها خواهم گفت . . . » على آنان را به راه خير و نيكى ، راهبرى كرد و درعين حال آنها را آزاد گذاشت بدون آنكه كوچكترين اجبار و اكراهى در كار باشد . و بر آنهاست كه اين حق را در آزادى به‌كار ببرند و هركس كه از آنها