جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

337

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

جماعات را - با آنچه كه آنان را به نيكى سوق مىدهد - به همديگر مرتبط مىسازد ، زيرا ارتباط طبيعى و پيوند اصيل ، فقط آن است كه بين دو طرف آن رضايت و قبول وجود داشته باشد . * * * و چون مفهوم آزادى در نزد على ، همين مفهوم دقيق و عميق بود ، مىبايست معناى آن ، چنان باشد كه براساس آن به اوضاع خصوصى و عمومى ، به هر چيزى كه به وجدان‌ها ، انگيزه‌ها و زندگى داخلى مردم پيوند دارد ، و به هرآنچه با روابط و پيوندهاى همگان بستگى مىيابد ، توجه شود و ناگزير بايد برپايه آن حقوق انسان پىريزى و استوار گردد . و چون شخصيت علىبن ابيطالب از نظر وحدت و هماهنگى چنان بود كه همهء آثار و فيوضات و پديده‌هاى وى ، با همديگر همكارى و تعاون داشتند و آن‌چنان بود كه در اصل نخستين و هدف نهايى متحد بود ، پس شما بدون شك درمىيابيد كه مفهوم آزادى از نظر وى به كدام سوى متوجه است . ولى اگر پيوند محكمى را بين مفهوم اين آزادى وحقيقت شخصيت امام - و يا هركارى از كارهاى وى - نيابيد ، بايد نظر خود را درباره آنچه درصددش هستيد ، تجديد كنيد و آنگاه با اين پيوند محكم ، روبرو خواهيد شد ! پس علىبن ابيطالب از نظر وحدت و هماهنگى شخصيت ، به‌نحوى است كه تناقض نمىپذيرد ، و از نظر سلامت طبع و اصالت فكر آنچنان است كه دوگانگى ندارد . و ما به‌زودى در فصلى كه مىآيد و علل و عوامل نوشتن آن‌فصل را هم ذكر كرده‌ايم ، اين موضوع اساسى و جنبه مهم زندگى فرزند ابوطالب را روشن خواهيم كرد . « 1 »

--> ( 1 ) فصل « التماسك فى شخصية على » در جلد دوم كتاب آمده است . م