جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
334
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
جز در معارضه با برده نداشت . پس آزادى ضدبردگى است و آزاد ، ضدبرده يا بنده است . اگر ما در مدلول صحيح گفتار مشهور « عمربن خطاب » نظر كنيم كه مىگويد : « مردم را كى به بردگى گرفتيد ، در حالى كه مادرانشان ، آنان را آزاد زادهاند » خواهيم ديد كه شكل و وضع اين عبارت و موقعيتى كه در آن گفته شده و انگيزههايى كه عمربن خطاب را وادار كرده آن را بگويد ، همگى دلالت دارند كه مراد عمر از كلمه « آزادگان » بردگانى كه خريد و فروش مىشدند ، نبوده است . اما كلمه « آزادگانى » كه هواداران حق ، آن را در گفتار آزاد و كار آزاد مىجويند ، غير از آن آزادگانى است كه « عمربن خطاب » آن را در اين جمله خود آورده است . دليل ديگرى بر اين مىافزاييم و آن اينكه ، عمر با اين گفتار خود ، متوجه كسانى شده كه مردم را به بندگى مىكشانند و به آنها دستور مىدهد كسانى را كه مادرانشان آنها را آزاد زادهاند ، به بردگى نگيرند . ولى عمر با اين گفتار خود ، متوجه خود بردگان نشده تا به آنان دستور دهد كه برضد آنهايى كه آنان را به بردگى گرفته و خريدوفروش مىكنند ، قيام كنند . و بنابراين ، مسئله در گفتار عمر ، مربوط به اراده و تصميم اربابان بوده و پند و اندرز ! فقط متوجه آنان است و بهتر آن است كه مردم بيچاره را به بردگى نكشانند ! اما در نزد علىبن ابيطالب ، مسئله از اين قرار نيست و مفهوم آزادى وسيعتر و عمومىتر است . ما براى اثبات اين ادعا ، نخست با يك گفتار و نص صريح خود او استدلال مىكنيم و سپس به آنچه خود ما از قانون و دستور كلى او بهدست مىآوريم - و آن را به شكلهاى گوناگون ، در بسيارى از گفتارها و پيمانها و وصيتهايش مىبينيم -