جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

326

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

على او را پس از آنكه به وى اطمينان داد كه از طرف او بيمى نخواهد بود ، به حال خود واگذاشت . « عبداللَّه بن عمر » نيز از اين گروه بود . او از بيعت خوددارى كرد ، على از او ضامن خواست كه فتنه و آشوبى به‌پا نكند ، ولى او به اين امر نيز حاضر نشد . على به او فرمود : من تو را مىشناسم ، از زمان طفوليت نيز بداخلاق بوده‌اى ! و سپس فرمود : او را به حال خود بگذاريد ، من خود كفيل او هستم . گروه ديگرى نيز از بيعت امتناع ورزيدند ، على آنان را نيز به حال خود واگذاشت ، به‌شرط آنكه از فتنه و آشوب بر كنار باشند و به اراده و خواست اكثريت توده ، لطمه‌اى وارد نسازند . گروهى از انقلابيون خواستند كسانى را كه بيعت نكرده بودند ، با زور و قهر وادار به بيعت كنند ، ولى على آنان را به شدت منع نمود . اصل كلى و قاعده عمومى على در مسئله بيعت وابسته و مستند به اين حقيقتى است كه آن را مىبيند و آن را با اين تعبير بيان مىكند : « هركس به اختيار خود بيعت كند ، از او مىپذيرم و آن‌كس كه خوددارى نمايد ، به حال خود وامىگذارم » . پس در حكومت على ، آزادى افراد تضمين شده ، مگر آن كه به آزادى جماعت و توده ، صدمه و ضربه‌اى وارد سازد . و از اينجا بود كه او در ميان كسانى كه با او بيعت نكردند ، اين آزادى را به « زبيربن عوام » و « طلحة بن عبيدالله » و « معاوية ابى سفيان » نداد ، ولى براى « سعد بن ابىوقاص » و « عبداللَّه بن عمر » و ديگران اجازه داد كه از آن استفاده كنند . آن سه نفر آرزو داشتند به حكومت برسند ، زيرا حكومت براى آنان ثروت و مجد و قدرت به‌بار مىآورد ، و از اينجا بود كه آنان - اگر