جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

322

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

ضرورتى است كه حاكم در امر حكومتش از آن بهره‌مند مىشود و توده مردم هم در معنى حكومت ، از آن استفاده مىكنند و به اين ترتيب ، كارها به‌نحوى پيش مىرود كه پس از انجام ، پشيمانى به‌وجود نيايد . على چنان اين حقايق را توضيح مىدهد كه قابل هيچگونه تأويل و تفسيرى نيست ، وقتى كه مىگويد : « بدون مشورت ، خيرى در كارها نخواهد بود » . و از خصوصيات حاكم آن نيست كه كارهاى او را پرده‌اى از ابهام بپوشاند و يا براى انجام امرى ، دور از چشم مردم اقدام كند ، و از اينجاست كه على به مردم توجه مىكند تا آنها را به اين حق از حقوقشان ، آگاه سازد : « از پرتو چراغ روشن و آشكارى ، كسب نور كنيد » ! * * * خلافت در مكتب علىبين ابيطالب دورى از مردم ، روگردانى از ملت و نزديكى به خودخواهى و عدم توجه به اوضاع عمومى و نيازمندىهاى افراد و اجتماعات نيست ؛ بلكه خلافت وسيله‌اى است براى نزديكى حاكم به مردم ، و مهر ورزيدن به توده و تواضع وى بر همگان و سپس توجه كامل به وضع آنهاست كه ديگر جاى هيچ بهانه و عذرى باقى نماند ! و اگر مردم به‌دليل عدم انجام يكى از اين امور ، بر حاكم خشمناك شوند ، بايد تَبعات آن را بپذيرد ، چنان‌كه مردم هم بار حكومت او را بردوش مىكشند ، براى آنكه موقف و وضع آنان نسبت به حاكم ، بايد نمودار و صورتى از وضع و موقف حاكم نسبت به آنان باشد . در اين باره على مىفرمايد : « دل‌هاى مردم گنجينه حاكم است ، هرگونه عدل يا ظلمى را كه در آنها بگذارد ، همان را بازخواهد يافت » !