جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

296

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

مشروع به‌دست آمده باشد ، به رسميت مىشناسد ) هرگز جايز نيست كه در دست يك طبقه يا گروه معينى از مردم باشد و اين طبقه آن را بين خود دست به‌دست بگردانند و به‌وسيله آن منافع و سود عمومى را احتكار كرده و توده مردم را زبون سازند و خود بر گرده بندگان خدا سوار شوند . قرآن درباره مال و ثروت مىفرمايد : « كىلا يكون دولة بين‌الاغنياء منكم » - تا در بين ثروتمندان شما دست به‌دست نگردد . پس مال و ثروت ، از نظر قرآن و حديث ، در درجه اول از آن توده و جماعت است و افراد نيز بيش از آنچه احتياج دارند و يا بيشتر از آنكه در راه آن كوشيده‌اند ، به‌دست نمىآورند ؛ و روى همين اصل است كه در اسلام ، حتى جزئىترين و كوچك‌ترين استثمار كوشش‌هاى مردم نيز تحريم شده است . چنان كه اگر كسى بيشتر از ما يحتاج خود را جمع كرده و انبار كند - و جامعه در حال فقر باشد - اسلام آن را نيز تحريم كرده است و پيامبر اين دو اصل را ، اساس سياست مالى و اقتصادى خود قرار داده است و براى اصحاب خود امثالى در گفتار و كردارش آورده كه بر آنها واجب است در اين قبيل موارد از آن پيروى كنند . در ميان اصحاب مردى به‌نام « رفاعة بن يزيد » كه نزد پيامبر عزيز و محترم بود ، در يكى از جنگ‌ها ، تير مهلكى خورد و درگذشت . آنگاه مردم دسته‌دسته به پيشگاه پيامبر آمده و به‌عنوان تسليت مىگفتند : « اى پيامبر خدا خوشا به حال او ، رفاعه شهيد از دنيا رفت » و مىخواستند بدين‌وسيله به پيامبر تسلى داده و از غم و اندوه وى بكاهند ، ولى آنها ديدند كه پيامبر شكفته نشد و اندوهش پايان نيافت ، بلكه او از سرنوشت رفاه پس از شهادت ، دلشاد نيست ، چرا كه ديدند پيامبر در پاسخ آنها با تأسف و ناراحتى گفت : « هرگز ! پوشاكى كه از