جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

283

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

نابود مىكند ، آنچنان‌كه لهيب آتش كاه را مىخورد و خاكستر مىكند و نيرنگ‌ها و حيله‌هاى آنان را در جلو ديدگانشان ريشه‌كن مىسازد ، آنجا كه مىگويد : « اگر فقر در برابر من به‌صورت انسانى مجسم گردد ، البته او را مىكشم » ! جامعه در نظر علىبن ابيطالب ، پيكر واحدى است كه چيزهاى متناقض نبايد در آن جمع شوند و نبايد نظام آن برپايه اختلاف در حقوق و وظايف استوار گردد . در جامعه علىبن ابيطالب هرگز نبايد عضوى سير و ديگرى گرسنه باشد و يا يكى كار كند ولى برابرى در بهره‌بردارى ، براى غيركارگر باشد ! و از توجه و دقت خاص علىبن ابيطالب به مبدأ ، روزى بر او نگذشت مگر آنكه آن را به رسيدگى به كارهاى بندگان خدا در زمين ، اختصاص داد و حتى هيچ كار كوچك را هم بىاهميت تلقى نكرد ، زيرا همين بندگان خدا ، زيباترين نمونه‌هاى خلقت كامل هستند و بينش على نسبت به مردم و هستى با سيره و روش پيامبر پيوند داشت : « و جعلناالليل لباساً و جعلناالنهار معاشاً » « 1 » شب را براى آسودگى و روز را براى كسب و معاش قرار داديم . روش برخورد على با جامعه چنين است . قوانين آن را زنده كرده و مطابق آن كار مىكند و آن را صالح و سالم مىخواهد . و سپس پند و شمشير را در جاى خود به‌كار مىبرد تا نظريات خود را تحكيم بخشد و روش و موقعيت خود را ، نسبت به مردم زمان خود ، تثبيت كند . او به هيچ‌چيزى مانند تحكيم پايه‌هاى عدالت اجتماعى توجه نمىكند . مگر على بر آن گروهى كه بر او وارد شدند تا حكومتش را تبريك گويند و او كفش خود را با دست خود وصله مىزد ، چنين نگفت :

--> ( 1 ) قرآن مجيد ، سوره نبا . م