جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
268
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
« ستمكش را از دست ستمگر نجات بده و در قضاوت كوچك و بىمقدار مباش . چشم خود را از نيازمند برمگردان و كارى نكن كه لعنت انسان را بهسوى تو جلب كند . » ؛ « نقره خود را در راه برادر و دوستت بهكار ببر و آن را در زير سنگ نگذار كه بپوسد . ملك و سلطنت ، بهخاطر ستمگرىها و زورگويىها و ثروتها ، از امتى به امت ديگر منتقل مىگردد » ؛ « بيچاره را در رفع نيازش يارى كن . پدر يتيمان باش » . اگر يشوعبن سيراخ با اين دعوت خود ، وجدان و باطن افراد را مورد توجه قرار داده و آن را به شكل قانون دولت درنياورده ، به حكم جبر زمان است كه او را در اين مرز و حد نگهداشته است . و ما در اينجا درصدد بيان اين نكته هستيم كه حتى زاهدان قناعتپيشه ، آنوسائل زندگى ابتدايى و سادهاى را كه براى خود برگزيده بودند ، براى ديگران پيشنهاد نمىكردند و آنان را آگاه ساختند كه فقر ، ظلم است و فقير بايد قانع نباشد ، مگر آنكه به حق مشروع خود در زندگى سعادتمندانه ، برسد . دوباره به آنچه يشوعبن سيراخ ، زاهد