جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

256

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

اندازه‌اى كه در بدبختى روحى و معنوى طبقات مردم مسئول مىداند ، در فلاكتهاى ماديشان نيز مسئول مىشمارد و از گفته‌هاى اوست : « به ديگران كمك و يارى كنيد و دل‌هاى خود را جايگاه محبت آنان قرار دهيد . » و اين گفتار كنفوسيوس است كه گويى فقر را لعن و نفرين مىكند . او مىگويد : « بسيار دشوار است كه انسان فقير باشد و سرزنش نشنود ، و ثروتمند باشد و خودخواه نباشد » ! اين مرد بزرگ ، قسمت مهمى از تعليمات خود را به تشويق مردم به كار و كوشش و اهميت‌دادن به جنبه مادى زندگيشان ، اختصاص داده است ، بدون آنكه بدبختى و محروميت مادى را درنظر آنانى كه مىخواهند از نظر معنوى غنى باشند ، نيكو جلوه دهد . از سخنان جاودانه و تاريخى او ، اين كلمات جالب است كه زندگى در روى زمين را - با همه خواست‌هاى آن كه ضامن بقاى سعادت‌بار زندگى است و به يك اندازه شامل جنبه‌هاى مادى و معنوى آن است - در نماز مجسم مىداند : « زندگى من ، نماز من است » . و اين سقراط است كه در ميان شرائط حكومت و زمامدارى ، شرطى را برتر و لازم‌تر از اين نمىداند كه حاكم بايد پايبند منافع و مصالح همگان باشد و هرگز راهى براى غارت مردم پيدا نكند . اگر از وسائل زندگى ، براى مردم آنچه مىخواست كه خود به آن قناعت كرده بود ، براى او گوارا بود كه بر مردم نيز سختگيرى و زهد و بىرغبتى را بپسندد ، چنان‌كه براى خود برگزيده بود . سقراط در اصلاح قوانين و تصحيح سياست مىكوشد و تجاوز و تجاوزكاران را ، به‌خاطر يك هدف اساسى مورد حمله قرار مىدهد و