جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
254
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
موضوع از اين قرار باشد ، اين گروه سربازان و ياران رهبر انقلاب ، از لحاظ موقعيت و وضع بايد با رهبر خود هماهنگ بوده و همه مانند او باشند و تنها اين واقعيت است كه مجوز بىرغبتى آنان به مزاياى زندگى و قناعتشان به ما يحتاج ضرورى ، مىگردد و فقط همين حقيقت است كه صحت ادعاى آنها را در دعوت به قناعت ، كه از تعليمات رهبر انقلابى رسالت است ، تجويز مىكند تا كوشش آنان را براى پيروزى انقلاب مصروف دارد و آنان را در اين جهاد ، ثابتقدم نگهدارد . پس درواقع گفتارهاى كوتاه و اندكى كه از رهبران رسالتها ، درباره زهد و قناعت صادر شده ، براى درمان استثنايى يك حالت موقت و مربوط به اشخاص خاص در زمانها و مكانهاى خاصى بوده است . اين روشى موقت براى اصلاح است و دعوت هميشگى به طلب فقر و اعراض از دنيا نيست ، چنان كه براى تحسين نيازمندى در يكطرف و افزودن زيادهطلبى در طرف ديگر ، نيست . رهبران رسالتها ، اين سختگيرى و دورى از لذات را نخواستهاند كه راه و رسم زندگى همه مردم باشد و همچنين اكتفا به ابتدايىترين و سادهترين وسايل زندگى را نخواستهاند كه سنت و سرمشق براى همه قرار دهند ، زيرا اگر موضوع چنين بود - كه اينطور نيست - ديگر براى انقلاب آنها هدف و غايتى نبود و هرگز هم دارندگان مقامات و افتخارات موروثى ، صاحبان اموال احتكار شده ، و ادارهكنندگان حكومتهاى جائر و فاسد ، بر ضد آنان بهپا نمىخاستند . اصولًا نه معقول است و نه مىتوان پذيرفت كه بودا ، يا مسيح ، يا محمد ، بر ضد اجتماعى كه در آن غارتگر و غارتشده ، آكل و مأكول ،