جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
250
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
خود در زندگى زهد را انتخاب كرد و از دنيا به آن مقدارى اكتفا نمود كه دوستان و پيروان رسالتش ، به چند برابر آن اكتفا نمىكنند ! « 1 » درست است كه سقراط جامه و روپوش خود را در زمستان و تابستان عوض نمىكرد و از اينكه آزار خاك و سنگ به پاهاى برهنهاش برسد ، اجتناب نمىكرد و از اينكه ناگوارىهاى طبيعت ، در گرما و سرما ، بر سر و شانههاى عريان وى برسد ، باكى نداشت و يا در دوران زندگى خويش حتى يك بار هم به خوشگذرانى و جاى راحت توجه ننمود و چه بسيار اتفاق افتاد كه چندين روز با گرسنگى دستوپنجه نرم كرد ! درست است كه مسيح ، آنطور بود كه امامعلى صادقانه او را توصيف مىكند : « سنگ را زير سر مىنهاد و جامهء خشن مىپوشيد و غذاى ناگوار مىخورد . . . و گرسنگى همدمش ، ماهتاب در شب چراغش و سايههاى زمين در تابستان سايبانش بود و ميوه و گل و گياهش هر چيزى بود كه زمين براى چهارپايان ارزانى مىداشت ! او نه همسرى داشت كه او را به فتنه اندازد و نه فرزندى كه غمگينش سازد ، نه مال و ثروتى كه بهخود مشغولش دارد و نه آز و طمعى كه زبونش بنمايد . مركب او در پايش و خدمتگذار وى ، دستهايش بود » ! درست است كه محمد چنان بود كه « دنيا را از زيرپاى او برچيدند و براى ديگران گستردند و از شير - لذات - دنيا بازش داشتند و از تجملات و زيور آن منعش كردند » و او زاهد و بىرغبت بر دنيا و
--> ( 1 ) گروهى بودا و كنفوسيوس را پيامبر ناميدهاند ولى پيامبر آسمانىبودن آنان مورد قبول اسلام نيست و اصولًا آنان را بايد فلاسفه و حكمايى بهشمار آورد كه تعليماتى به مردم عرضه داشتهاند . م