جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
246
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
است ، ممكن نيست كه با راستى آراسته گردد و با پاكى ممتاز شود و در سرور و شادى فضيلت بهسر برد و از درون خود انگيزههاى حسد ، كينه ، بغض و مظاهر انحراف از اصول نيكى را بيرون بريزد . كسى كه آتش گرسنگى در جانش زبانه مىكشد ، خون و شيره زندگى در بدن او مىخشكد ، و حرارت و شعله ايمان در روح او خاموش مىشود ، و دوستى و عشق به كينهها و بغضهاى عميق و اطمينان خاطر و پاكى روح به بدبينىهاى سياه و وحشتناك تبديل مىشود ، البته او نمىتواند فردى باشد كه به سيماى جالب زندگى اعتماد كند و به عدالت مردم ايمان بياورد ، برادرش را نيكخواه باشد و به نزديكانش مهر بورزد ! آنكس كه زنجيرهاى محكم و سنگين احساس پستى و خوارى و نقص ذاتى ! - احساسى كه پيوند ناگسستنى با احتياج و تنگدستى دارد - دست و پاى او را بسته است ، نمىتواند به كسى عشق بورزد و كسى را دوست بدارد و عشق و دوستى ، او را بالا ببرد ! و كسى كه نيازمند نان است ، نمىتواند اهل فضل و دانش باشد . « نان براى همه » نخستين وسيلهء صلح است . نان عامل ثبات و انضباط بوده ، و وسيلهاى است كه انسان را براى درك و احساس و تفكر صحيح و ايجاد روابط دوستانه با مردم ، آماده مىسازد . « 1 » و بر طرف
--> ( 1 ) مؤلف شايد از ترس تكفير ! مىگويد اگر نان نباشد كارگر و رنجبر و . . . نمىتوانند شگفتى وجود و زيبايى آفرينش را دريابند و . . . ولى بايد توجه داشت كه مسئله مهمتر از اينهاست ، زيرا پيامبر خدا مىفرمايد : اگر نان نباشد ، حتى نماز و روزه و پرستش خداوند نيز از بين مىرود : « قال رسولاللَّه ص : اللّهم بارك لنا فىالخبز و لاتفرّق بيننا و بينه ، فلولا الخبز ما صُمنا و لا صَلَينا و لا ادّينا فرائض ربّنا » - خداوندا ! براى ما در نان بركت بده - آن را زياد كن - و ميان ما و نان جدايى مينداز كه اگر نان نباشد ، نماز نمىخوانديم و روزه نمىگرفتيم و واجبات پروردگار خود را بهجا نمىآورديم - ( از كتاب سفينةالبحار ، ج 1 ، صفحه 374 و فروع كافى ، ج 5 ، ص 73 ، ط جديد ) . و امام صادق عليه السلام از پيامبر نقل مىكند كه فرمود : « . . فانالخبز مبارك . . . و به صلّيتم و به صُمتم و به حَجَجتم بيت ربّكم » - نان گرامى است ، بهواسطه نان نماز مىخوانيد و روزه مىگيريد و به زيارت خانه خدا مىرويد - ( وسائلالشيعه ، كتاب اطعمه و اشربه ، باب 85 ) . « ابن الاعسم » در بيان اين مطلب و احترام نان مىگويد : الفضل للخبز الذى لولاه * ما كان يوماً يُعبدالاله فاكرم الخبز و مِن اكرامه * ترك انتظار الغير من ادامه برترى با نان است كه اگر نبود ، هرگز خداوند مورد پرستش قرار نمىگرفت . به نان احترام بگذار : و از احترام نان آن است كه با وجود آن منتظر خورش ديگرى نباشى ! . . . م