جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
239
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
علىبن ابيطالب در برابر آزمايش سختى بود ! ولى اين سختى و دشوارى ، مفهوم و معناى خود را فقط از كسانى مىگرفت كه از دور مراقب و ناظر بودند ، ولى در قلب و فكر امام ، هيچچيز آن قدر دشوار نبود كه او را از راه و روش انتخابى خود ، به اندازه تار مويى ، منحرف سازد . هركس آن نيرو و توانى را كه خداوند به على داده بود ، داشته باشد ، همهء سختىها و دشوارىها در مقابل او آسان و ناچيز گردد و فقط يك چيز بر او دشوار و ناگوار باشد و آن كنارهگيرى از ترويج و توسعه عدالت و روح آزادى و دورى از كار و كوشش براى كاشتن بذر فضائل اخلاقى است كه اساس اين آزادى و اين عدالت مىباشند . * * * محمدبن عبدالله ، در گوشهاى ابوسفيان ، ابولهب ، حمالةالحطب ، هند جگرخوار ! و بازرگانان قريش ، بانگى برآورد كه بنيانشان را ويران كرد ، سقفهايشان را فرو ريخت و ديوارهايشان را درهم كوبيد و از هم پاشيد ؛ در حالىكه اين بر دلهاى بيچارگان و ستمديدگان و بردگان ، آرامش و صلح و نعمت سرشار بود : « اى عمو ! بهخدا سوگند ، اگر خورشيد را در دست راست و ماه را در كف چپ من بگذارند كه امر رسالت را ترك گويم ، هرگز نخواهم كرد ، تا خداوند آن را پيروز گرداند ، يا من در راه آن كشته شوم » . محمدبن عبدالله ، در آن روزى كه به او گفتند : « اگر اين گفتار را بهخاطر مال و ثروت آوردهاى ، آنقدر براى تو مال فراهم كنيم كه از همه ما ثروتمندتر شوى و اگر مىخواهى به مقام و سرورى درميان ما برسى ، ما تو را مهتر خود قرار مىدهيم و اگر سلطنت مىخواهى ، تو را پادشاه خود مىكنيم ! » چنين پاسخ داد : « من آنچه را كه براى شما