جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

234

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

جلوه‌گر شود ، انگيزه و هدف نهايى آن يكى بيش نيست و آن برداشتن بار ستم و استبداد از دوش توده‌ها و سپس بناى جامعه بر پايه‌هاى بهترى است كه حقوق زندگى و شرافت انسان را - به‌مثابه انسان - حفظ كند . و محور آن ، آزادى بيان و كار ، در چهارچوبى است كه سودمند باشد و ضررى نرساند . و البته اين علوم تابع شرائط خاص زمان بوده و مكان نيز در پيدايش و تكوين آن ، بدين‌شكل و يا آن شكل ، تأثير بسزايى دارد . ما اگر به گذشته برگرديم و براساس اين واقعيت به شئون آن بنگريم ، به‌خوبى روشن خواهد شد كه در تمام دوران‌هاى پيشين ، مبارزهء شديد و سوزانى ميان استبداد ، خودكامگى ، خودسرى ، از بين‌بردن حقوق توده ، سلب آزادى و ايجاد اختناق از يك طرف ، و تمايل و گرايش به عدالت ، حكومت از طريق شورى ، كار به‌خاطر حفظ حقوق همگان ، و رهايى آزادىها از طرف ديگر ، در جريان بوده است . انقلاب‌هاى مفيد پيشين كه از جانب ستمديدگان برپا شده ، در واقع جنبش‌هايى بوده‌اند كه ستم‌ديدگان و متفكران ، به‌خاطر برچيدن بساط ظلم و فساد اجتماعى و ايجاد بنيادى نو ، برپايه عدل و نابودى ستم برپا داشته‌اند كه از نظر منطق و ارزش هم با تحولاتى كه جامعه به آن رسيده است ، منطبق و هم‌آهنگ باشد . علىبن ابيطالب در تاريخ حقوق انسان مقامى بس شامخ دارد . و نظريات او در اين زمينه بر پايه و معيار اسلام آن روز است كه اين نظريات بر دو محور سركوب‌نمودن استبداد و برچيدن امتيازات طبقاتى از ميان مردم ، مىچرخيد . هركس كه علىبن ابيطالب و وضع