جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

213

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

على تكلّف را حتى در نزد ثناگويان هم تقبيح مىنمود . گاهى يكى از آنان در مدح و تعريف او راه افراط را مىپيمود و على او را از ادامه سخن بازمىداشت و مىگفت : « من كمتر از آن هستم كه تو مىگويى » و گاهى مطلب برعكس مىشد و گوينده ، او را متهم مىداشت و على بدون تكلف ، آنچه را كه از باطن و نيت او مىدانست ، پنهان نمىكرد و مىگفت : « بالاتر از آنم كه در دل دارى » ! على تكلف دوستانش را در دوستى غلوآميز ، و تكلف دشمنانش را در دشمنى افراطآميز ، دوست نمىداشت و مىگفت : « دو گروه در باره من به هلاكت افتادند ، دوستانى كه راه اغراق مىپيمايند و دشمنانى كه راه افراط مىروند » . و اين براى آنكه در هر افراطى نشانه‌هاى تكلف پيداست ! او نه تكبر مىورزد و نه تواضع مىكند ، زيرا در هر دو ، تكلف وجود دارد ، بلكه او خود را آنچنان كه هست نشان مىدهد . . . او صريح بود بسان صراحت حق و صراحت طبيعت ! آيا شما در بين مردم كسى را ديده‌ايد كه روش ساده و زيبايى چون على داشته باشد ؟ على را ديدند كه مقدارى خرما خريده ، و در چادرشبى پيچيده و خود آن را مىبرد . بعضى از آنهايى كه او را ديدند ، گفتند : اجازه بدهيد براى شما بياوريم . على با كمال سادگى گفت : « عيال‌وار ، خود به بردن آن سزاوار است » ! از اشتباهات رايج آن است كه تواضع عمدى را فضيلتى از فضائل انسانى بشماريم ، بلكه آن نوعى از تكلف بى جا و نامربوط است و على هيچ‌وقت به اين معنى فروتن نبود . ولى او متكبر هم نبود ، بلكه او آنطور كه بود خود را نشان مىداد ، بدون آنكه به يكى از اين دو فكر كند ، زيرا هيچ‌كدام از آنها از صفات اين بزرگ‌مرد نبود . اما اينكه