جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

201

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

گواه باش ! آنگاه عبدالله بن بديل تير خورد ، برادرش او را به نزد على آورد ، و على گفت : خداوندا گواه باش . . . و سپس جنگ آغاز شد . دورى از ظلم و ستم خصلت دورى از ظلم ، اصلى از اصول روح على و خلقى از اخلاق اوست . و همين خصلت با انديشهء كلى على پيوند ناگسستنى داشت ؛ انديشه‌اى كه بر پايه مردم‌دوستى ، وفاى به عهد و نگهدارى پيمان استوار بود ، مگر آنكه مردم خيانتى در پيمان كنند و بىرحمى پيشه سازند كه اين روش در منطق امام قابل اغماض نبود . . . و از عالىترين نمودارهاى دوستى و نشانه‌هاى وفا آن است كه قهرمانى در ميدان جنگ بايستد و به دوستان و آشنايان سابق خود كه اكنون به جنگ او آمده‌اند ، به چشم برادرى بنگرد و آنان را به صلح بخواند ، و سابقه عهد و پيمان را به ياد آنها بياورد و بدين‌ترتيب بخواهد كه آنها اسلحه را كنار بگذارند و مشكلات امور را به نحوى كه به صلح و صفا نزديكتر است رفع نمايند . او با دشمنى نمىجنگد كه با او سابقه دوستى دارد ، مگر آنكه اين سابقه را به ياد او آورد و دوران برادرى و صفا را گوشزد كند ، و شايد در دوستى قديمى چيزى باشد كه وجدان اين دشمن را بيدار سازد و او را از دشمنى و ستيز مانع گردد . اگر اين جوشش بزرگ وفا و مهر از دل على سرچشمه نمىگرفت على صداقت را بر عداوت ترجيح نمىداد . از نشانه‌هاى قطعى عظمت خوى وفا در على ، كه قلبش آكنده از آن بود و امواج مودت را در درونش به حركت درمىآورد ، رفتار او با دشمنانش : زبيربن عوام و طلحة بن عبيدالله بود كه هردو ياران على را