جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

188

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

و پرهيزكارى . . . و عدالت بر دوست و دشمن » . و از نظر امام ، تقوى سودى ندارد مگر آنكه تو را وادارد كه حق را پيش از آنكه به چشم ببينى ، بپذيرى ، و بر آن كس كه دشمن دارى ، ستم روا ندارى و در راه آن‌كس كه دوست دارى ، به گناه آلوده نشوى ، و بر كسى نيرنگ و حيله نورزى و از آنكه بر تو بدى كرده ، درگذرى ! زهد هركس كه معنى عبادت را اين‌چنين درك كند ، او به زندگى همان‌طور مىنگرد كه علىبن ابيطالب مىنگريست ! او ديگر به هواى متاع دنيوى و لذت زودگذر ، زندگى نمىكند . بلكه زندگى را به‌خاطر هدف‌هاى بزرگى مىخواهد كه با خواست‌هاى بزرگ درون او هم‌آهنگ باشند . به همين دليل ، على در دنيا زهد ورزيد و بر خود سخت گرفت . او در زهد خود صادق بود ، چنان كه در همه كارها و در هرچه از قلب و زبان او برمىآمد ، صداقت داشت . در لذت دنيا زهد ورزيد ، چنان كه بر عوامل دولت و حكومت و هرآنچه مورد نظر ديگران است و آن را هدف زندگى و وجود خود مىدانند ، بىرغبت بود . به همين جهت با فرزندان خود در خانه كوچكى به‌سر مىبرد ، خانه‌اى كه خلافت - نه سلطنت - به آن روى آورد . و از همين جا بود كه او نان جوى را مىخورد كه همسرش به‌دست خود آن را آسياب كرده بود ، و در همين هنگام فرمانداران او از خوشىهاى شام ، نيكىهاى مصر و نعمت‌هاى عراق و حجاز ، بهره‌مند مىگشتند . و تازه بسيار مىشد كه خود او به جاى همسرش كار آسياكردن جو را به‌عهده مىگرفت ، در