جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

178

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

منزل ابوطالب جز اين نبود كه محرك آمادگى ابوطالب و فرزند او على ، براى فهم عظمت محمد باشد . آنچنان فهم و ادراكى كه نزد ابوطالب مهر و عطوفت و فداكارى و در نزد على ، فكرى خلاق ، ادراك و احساسى عميق و پرارج ، فداكارى و از جان‌گذشتگى اعجازآميزى را بار آورد كه به كار معجزه‌ها شباهت بيشترى دارد ! پيامبر نيز اين حقيقت را درك مىكند و على را با جان و دل دوست دارد ، و على نيز اين دوست‌داشتن را كه ناشى از علاقه وى به خود رسالت است ، دوست دارد ! و سپس پيامبر به اين اكتفا نمىكند بلكه در هر موقعيت و مناسبت و فرصتى او را به مردم مىشناساند ، تا مقدمات خلافت و جانشينى پس از خود را براى او آماده سازد ! « 1 » به‌طورى كه خود مردم ارزش على را به نحوى درك كنند كه او را استمرار راه پيامبر بدانند ، تا او را با كمال ميل و اراده و اطمينان ، اختيار كنند . البته نه براى آنكه او فرزندى از خانواده هاشمى و پسرعموى پيامبر است ، زيرا پيامبر به‌كلى از اين قبيل تعصب‌ها به‌دور بود و حتى به‌شدت با اين‌گونه افكار جنگيد و تمام اصول و مفاهيم آن را از هم پاشيد و درهم كوبيد .

--> ( 1 ) علت اينكه پيامبر على را دوست داشت ، چنان كه خود مؤلف مىنويسد ، اين بود كه او از روز نخستين به رسالت پيامبر ايمان آورد و در اين راه جانفشانىها كرد . و علاوه بر آن ، معرفى على به‌عنوان جانشين ، براى آن بود كه خدا نيز على را دوست داشت و پيامبر هر كارى را كه مىكرد به اذن خداوند بود و هرگز نبايد تصور كرد كه اين انتخاب براى جانشينى ، نظر و رأى خود رسول خدا بود ، زيرا چنان كه مؤلف اشاره مىكند ، پيامبر با اين قبيل كارها ، با مقدم‌داشتن قوم و خويش در امر حكومت ، چنان كه در زمان جاهليت قديم و جاهليت جديد ، مرسوم است ، با تمام قوا جنگيد . . . و قرآن مىفرمايد كه پيامبر هيچ‌وقت از روى هوى و هوس سخن نمىگويد و « ما ينطق عن‌الهوى ، ان هو الّا وحى يوحى » و مسلماً انتخاب على نيز يك دستور الهى بود . . . م