جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

160

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

بالخصوص « فاطمه بنت اسد » همسر ابوطالب و مادر على نيز به محمد مهر ورزيده و در دل خود نيكى و خير او را مىخواستند . اين بانوى بزرگوار و بافضيلت ، بنا به شهادت خود پيامبر ، كه هميشه به او احترام مىكرد و بزرگش مىداشت و او را « مادر » خطاب مىكرد ، همانند مادرى نسبت به فرزندش ، به او محبت مىنمود و محمد هميشه مىگفت : « هيچكس پس از ابوطالب ، مانند فاطمه بنت اسد دلسوز و خيرخواه من نبود » . و شايد همين احترامى كه محمد براى همسر عمويش ابوطالب قايل بود - تا آن جا كه او را به‌مثابه مادر مىدانست و فرق بزرگى كه بين فاطمه و بسيارى از زنان قريشى آن روز از قبيل « حمالةالحطب » « 1 » وجود داشت - از جمله امورى بوده باشد كه در دل محمد گرد آمده و او را وادار ساخته بود كه دختر عزيز و محبوبش را همنام او كند . ابوطالب روزى به هيئتى كه از طرف قريش براى تحويل‌گرفتن محمد به نزد وى آمده بودند گفت : « به‌خدا سوگند او را تحويل شما نمىدهيم و از يارى وى دست برنمىداريم ، مگر آنكه تا آخرين نفر كشته شويم » . ابوطالب در زندگى خود يك لحظه هم فراموش نكرد كه زندگى محمد درواقع ادامه و استمرار عظمت اخلاق انسانى است كه او و برادرش عبدالله و پدرشان عبدالمطلب - البته به مقدار كمترى - بدان ممتاز بودند . هنگامى كه مرگ او فرا رسيد ، عده زيادى دورش جمع شده بودند و او به آنها گفت : « من درباره محمد به شما توصيه

--> ( 1 ) لقبى است كه قرآن مجيد به همسر ابولهب داده است . م