جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
124
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
فقط خواسته اخلاق فرعونى ، خودپسندى احمقانه ، اخلاق زشت و تلخ بود . ودرنتيجه ، مردم غيرعرب در نزد آنان بهقدرى پست شمرده شدند كه شرافت انسانى آنها مورد تهديد قرار گرفت و اين امر بر پرچمدار رسالت جهانى سخت گران آمد و خودخواهان فخرفروش را با صدايى بلند بهخود آورد كه مىگفت : « عرب را بر عجم برترى و فضيلتى جز با پرهيزگارى نيست و انسان ، خواهى نخواهى برادر انسان است . » اين صدا ، صداى محمد بود . * * * اما زجرديدهها و ستمكشيدههاى روى زمين ! . . . اما طردشدگان و آوارگانى كه باد سموم صحرا چهرههايشان را سوزانده بود و اجتماع مزدور نيز آنها را از خود مىراند و زندگى چنان بر آنان تلخ و تنگ گشته بود كه آنها كمارزشتر و پستتر از ريگهاى بيابانها بهحساب مىآمدند و روزگار سياهى را مىگذرانيدند . . . . اينها رفقا و ياران صاحب رسالت ، پيامبر جديد بهشمار مىرفتند ، چنانكه دوستان مسيح نيز بينوايان و مطرودين اجتماع بودند . و پيامبر بهخاطر نجات آنها ، حكومت را بهدست شورا سپرد . بندگى و بردهگيرى و بهرهبردارى انسان از انسان را تحريم كرد . بيتالمال و كوششهاى مردم را ملى و عمومى ساخت تا همه با هم ، از زندگى بهرهمند شوند و پشت و شانههاى بستگان قريشى خود را با تازيانههاى خيرخواهى ملتهب ساخت ! و با تمام نيرو و وجود خويش براى وحدت جهانى ، كوشش نمود و سمبل آن را خداى واحد قرار داد و همه را بهسوى او خواند . در حالى كه آنان ، مردمان بىخرد و