جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

120

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

نه نعمتهايى كه براى فرد خوشگذرانى ، در مكانى جمع شود كه از آن شير و عسل مىريزد و بر آن مر و لبان مىبخشد ! « 1 » نه خنده طبيعت و شادى و سرور آن در هر باغ و گلستان ! ، و نه هرآنچه را كه جزيرةالعرب در آن روزگار از آن محروم بود اگر به او مىدادند ، همه و همه به پايه آنچه به زودى از سرزمين معجزه‌ها براى همه دنيا ، طلوع و ظهور مىكرد ، نمىرسيد و ارزش برابرى با آن را نداشت . اين سرزمين ، در آن زمان چيزى بالاتر و بزرگتر از همه اينها براى دنيا به ارمغان آورد : هنگامى كه جهان هستى به‌پاخاست ، زمان به هم پيوند يافت ! ، چشمه‌ها صاف و زلال گرديد ، ارزش‌هاى عالى زندگى روشن و آشكار شد و حقيقت وجود هستى در مرحله تكاملى انسانيت مطلق نمودار گشت و جوشش خير و نيكى ، بلندى حقيقت ، تحكيم عناصر فضيلت ، به‌ظهور پيوست تا جملگى در ساكن غار حراء محمدبن عبدالله بروز و تجلى نمايد و همچنان در سرور و برگزيده نيكوكاران ، انقلابى بزرگ ، علىبن ابيطالب ادامه يابد و جاودانه شود . برانگيختگى و بعث اين انسان بزرگ و استمرار آن در پسرعموى والاى او ، به‌خاطر ابدىساختن حقيقت بزرگ ، در روى اين زمين و در ميان مردمانى كه از عادات و موازين آنها گرفتن جان انسان با درهم و دينار بود ، همان معجزه‌اى است كه به‌زودى به‌وقوع مىپيوست . اين برانگيختگى ، پس از خود محمد و على - رهبران انقلاب‌هاى اجتماعى بشردوستانه بر ضد بدبختى و درماندگى در آن محيط و آن زمان - معجزه بزرگ صحرا بود .

--> ( 1 ) مر و لبان ، هردو ، معجون‌هاى خوشبويى هستند كه در عربستان پيدا مىشوند . م