جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
100
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
مىكند ، بپاشند و با نور عظمت ، آن را كشف كنند : « آنكس كه بداخلاق باشد ، خودرا آزار مىدهد » ! و بسيار اندك و نادرند از بزرگان گذشته تاريخ كسانى كه درك كردند و زندگى نمودند و گفتند : « هر انسانى از نظر خلقت مانند تو است » و « مردم همه با هم ، يكسان و برابرند » . و از آن بزرگان تعداد اندكى فرياد برآوردند : « احتكار ، جرم و تبهكارى است » و « هيچ فقيرى گرسنه نمانده مگر در سايه آنكه ثروتمندى از حق او بهرهمند گشته است » و « گناه نابخشودنى آن است كه گروهى از مردم ، بر ديگران ستم كنند » و آنگاه براساس همين درك و احساس ارجدار ، قوانين و برنامههايى براى آنها وضع كردند ! و راستى كه بسيار نادرند از بزرگان گذشتهء تاريخ ، افرادى كه با همه اين مبادى اساسى ، زندگى كرده و آنها را زنده نموده و آشكار ساخته و برپايه آنها مكتبهاى فكرى و اجتماعى بههم پيوسته و هماهنگى را بهوجود آورده و بهوسيله آنها از چهارچوب افكار مستقل و جدا از همديگر ، پا فراتر گذاشته و ساختمان منظم ، واحد ، محكم ، و خللناپذيرى را بنياد نهادند . * * * از تجلّى وجود على ، در تاريخ ما داستانى بهوجود آمده كه داراى فصلهاى شگفتانگيزى است ! داستانى كه سطور و خطوط اصلى خود را از بلندى و مقام والاى على بهدست آورده و حوادث آن را دست زمان شكل داده است . اين داستان ، داستان همان انقلاب جهان عرب در ادوار تاريك تاريخ