الشيخ محمد جواد الخراساني
54
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)
اشفتگى حال حضرت زينب ( س ) هنگام ورود بكربلا در آن وادى چون زينب كرد منزل * همه غمهاى عالم يافت در دل بحيرت شد كه سَرِّ اين غم از چيست * نميداند كه در صحراى غم زيست روان شد سُوى شه با ديدهء تر * كه جُويد سَرّ اين غم از برادر بگفت از چيست اين صحرا غمانگيز * دلم از همّ و غم گرديده لبريز بجان من برادر زود بَرگو * كه بنمايند ياران كوُچ از اين كوُ بگفت ايخواهر مَحزون دل من * بود اين منزل آخر منزل من همين واديست كاخر مسكن ماست * در اينجا قتلگاه و مدفن ماست برو خواهَر كه مقسومت بلا شد * نصيبت وادى كرببلا شد درخواست حضرت زينب ( س ) از برادر كوچ كردن از كربلا را و جواب انحضرت ( س ) اين چه زمينى است غمانگيز هست * كربَبلا وادى غمخيز هست اين چه زمينى است دلم پرُ ز غم * گشته از آن دم نهادى قدم جان برادر مكن اينجا مقام * زود بگو تا بكنند اين خيام شاخ بفرمود كه اى خواهرم * نيست جُز اين بارگه ديگرم كربَبلا منزل پايان بود * مَدفن ما با همه ياران بود نيست ترا چاره به غير از رضا * صبر كنى تن بدهى بر قضا صبر كن اى خواهر غمپَرورم * گرچه ببينى بسر نى سَرَم مُوى مكن لطمه بصُورت مزن * گرچه ببينى بدنم بىكفن صبر نما گرچه بروز جهاد * چشم تو بر كشتهء اكبر فتاد صبر نما صبر براى خدا * دست عَلَمدار چو بينى جُدا