الشيخ محمد جواد الخراساني

51

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)

مرگ نبود عار در راه فرار * از حَرام و از گناه كردگار ميروم اكنون پى احياء دين * نصرت دين سازم و ابناء به دين گر بمانم در ندامت نيستم * ور بميرم در ملامت نيستم زنده گر باشم ندارم عيش خوار * ور بميرم نيست مرگم مرگ عار عار و ذلت بس بود كاندر جهان * زنده باشى و اسير اين و آن اشاره بورود سيّد الشّهدآء عليه السّلام بكربلاء و توطين نفس انحضرت بر بلاء و اظهار رضا بهمهء انواع بلآء قافلهء كربلا آه به منزل رسيد * كشتى بحر بلا آه بساحل رسيد قافله‌سالار وى قافله را زد صلا * بار فرود آوريد طىّ منازل رسيد داد ندا خدا مر همهء همرهان * طىّ مسافت شد و قطع مراحل رسيد كشتى ما در لب ماريه لنگر فكند * رهروى تن گذشت رهروى دل رسيد از كَنَف كربلا تا بر محبوب ما * نيست مگر اندكى راحت عاجل رسيد كشتى ما در دَم موج و تلاطم فتاد * مژدهء وصل از پى غرق بواصل رسيد كوكب ايّام ما كرد در اينجا افول * لَيل دُجى رُوتبافت نيز كامل رسيد صُبح سعادت چو از فيض شهادت دميد * خطّهء مقصود را رافع حائل رسيد رفرف اقبال ما ذروهء عليا گرفت * موكب اجلال ما از در داخل رسيد دولت فيروز ما ظلّ ترفّع بيافت * بخت نگو نسار خصم مركز سافل رسيد خوشدلم از تير و تيغ و از همه نوع بلا * منتظرم تا كه كى وعدهء قاتل رسيد مرگ گر آينده است گو كه بيا نزد من * نيل امَل از پى مرگ بنائل رسيد رتبهء عالى جواد ار طلبى همّتى * رتبهء عليا بر آن همّت عامل رسيد