الشيخ محمد جواد الخراساني

34

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)

اگر قتل حُسين عُدوان نبودى * اگر از كفر و از طغيان نبودى گر او را كين نبودى با پيمبر * نبودش كينه‌اى با آل حيدر چرا سازد اسير آل رسالت * به مثل روميان با حال ذلّت چرا حُرمت ز پيغمبر نكردى * حيا از خالق اكبر نكردى حريم مصطفى و خوار و زارى * اسيرى بُرون و اشترسوارى جواد امريكه حق خواهد نبايش * عدو گردد سبب بهر بقايش مرثيه ايكه سرت بر سنان چون ماه فروزد * ويكه تنت اندر آفتاب بسوزد نعش شريفت در آفتات فكندند * تا دل بيمار تو چو شعله فروزد جسم تو كردند پايمال ستوران * تا كه دل خواهرت ز غصّه بسوزد خيمگهت را چرا زدندى آتش * هيچ عدو خرگه يتيم نسوزد حسين ثار اللّه است و هرجا بنام اوست كربلاى اوست اى سِرّ عالمين كه عالم سراى تست * اى جان هر دو كون كه جانها فداى تست عالم همه طفيل تو امّا تو خود حُسين * دادى به راه حق سَر و حق خونبهاى تست خود جا بعرش و قبر تو دلهاى دوستان * شد كربلا مزار تو چون نينواى تست تنها نه كربلا است ترا بقعه و مزار * هرجا بنام تست همان كربلاى تست چون جان عالمى همه دل محفل تو هست * هر فقعه شد بنام تو صحن و سراى تست مرثيه و ذكر مصائب وارده بر انحضرت اى شهيد كربلا جانها فداى جان تو * عالم و آدم فداى آن لب عطشان تو بود تقصيرت چه ايشَه تا لب شطّ فرات * تشنه كشتندت بهفتاد و دو تن ياران تو گيرم ار بودى تو مجرم پس چرا از تشنگى * بر فلك ميرفت آه و نالهء طفلان تو شيرخوارت را چرا حلقش دريدندى به تير * جان فداى اصغر پژمردهء بيجان تو