الشيخ محمد جواد الخراساني

21

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)

اين چه شوريست مگر ماه محرم شده نو * كه چون محشر ز همه شور و نوائى برپاست اى محرم چه عجب فاجعه‌اى بود عظيم * در تورخ داد كه عالم همه از او نبواست چه محرم كه محرّم شده ابواب سرور * تا ابد ، و ز الم فاجعه جانها به صد است اين چنين فاجعه درد هر كسى ياد نداد * سخت‌تر حادثه اين فاجعهء كرببلاست يكطرف كشتهء هفتاد و دو تن بر روى خاك * چاك‌چاك از اثر نيزه و شمشير جفاست يكطرف سبط نبى زادّ زهراى بتول * تشنه‌لب كشته شد و آب روان چون درياست سرِ او بر سر نيها و تنش بر روى خاك * نرم از سم ستوران بكه اين ظلم رواست يكطرف آتش كين در حرمش شعله‌ور است * كودكانش به بيابان همه در واغوثاست آن عصمت چو اسيران به روى ناقه سوار * غل و زنجير چسان گردن بيمار سزاست تا صف حشر كند گريه اگر دهر ، جواد * عجبى نيست بر اين واقعه اين گريه بجاست ايضا مرثيه در استقبال از محرّم يا ربّ مگر چه واقعه رخ داده در جهان * كاشوب بنگرم ز مكان تا بلا مكان از فرش تا بعرش پر افغان و شيون است * فرياد يا حُسين ز زمين تا به آسمان در بَرّ و بحر كرده اثر نوحه‌گر همه * در بحر ماهيان و بصحرا درندگان خيل ملك بماتمانسى بسوزوآه * ز انس و ملك گذشته ، كند نوحه جنّيان رُوح الأمين لواى عزا در سما زده * اندر بهشت خلد سيه‌پوش حوريان ارواح انبيا همه اندر عزا شدند * صاحب عزاى سلسله ختم پيمبران در جمع اوصيا است على صاحب عزا * صاحب عزاست فاطمه در مجمع زنان اين شور و انقلاب كم از شور حشر نيست * شور محرّم است كه گشتى ز نو عَيان صور عزا و صور سرافيل هم نواست * او گاه حشر و اين بمحرم دمد بجان شور محرّم است كه افتاده در جواد * بىاختيار اشك فشاند ز ديدگان