الشيخ محمد جواد الخراساني

10

ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)

در ديگران به بينى و در خويش ننگرى * كور عيوب خويشى و بيناى ديگرى در خانه اكر كس است همين اندازه بس است خيلى معذرت ميخواهم كه اين جمله همه بر سبيل دلسوزى بود نه بر سبيل طعن و ملامت . يا خداى نخواسته نعوذ باللّه رانى يا شيئى ديگر از هواهاى نفسانى . بعد از اين تو خود دانى با آنچه ميخوانى گرچه دانم منعرضين خواهند گفت آنچه خواهند گفت ( لمؤلّفه ) بگذار تا بگويد آنكس كه بىمرض نيست * از حرف او چه با كم كاندر بيان غرض نيست تنبيه بر خصوصيّات كتاب مخفى نماند كه بأندازهء وسع خود جدّيّت نموده كه نظم خود را از استعمال الفاظ غير مشروعه و يا غير مناسبه بمقام امام عليه السّلام يا شهيدى يا مخدّرات آل اطهار مبّرا دارم و طريق بىباكانه و خودسرانهء شعراء بخصوص شعرآء امروزه را نه‌پيمايم و از مسلك فقاهت تجاوز ننمايم خواه پسند باشد خواه ناپسند . و پس از جدّيّت تامّ جملهء نظم اين بىنام بر سه قسم انتظام يافت . مرثيه . زبان مقال . زبان حال اشعار شعرا غالبا از قسم مرثيه و زبان حال است . و زبان مقال بسيار نادر الوجود است اگر معدوم نباشد . و اشعار بنده بر عكس است اكثر آنها زبان مقال است و ترجمهء وقايع از اين جهت داراى امتياز است از دو راه . كه از اين دو راه بديع خواهد بود . يكى آنكه شعر به زبان مقال يا نيست و يا آنكه كم است ديگر آنكه نقل عين وقايع و ترجمهء آنها بخصوصه اثر ديگر دارد . مرثيه‌مرثيه در مقابل زبان مقال و حال عبارتست از نوحه‌گرى بطريق انشاء و تذكّر از مصائب مرثيه شده اجمالا .