الشيخ محمد جواد الخراساني

تنبيهات و تذكرات 3

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى)

هم احتراز كنند و بصوفيه طعن زنند مانند آنكه امروز جمعى خود را بنام عرفاى متشرعه يا علماى و تزكيهء نفس يا علماى اخلاق مينامند ولى در معنى همان سيرة و روش را سلوك دارند ، نهايت از بين همه اين دو را انتخاب كرديم براى طعن ورد از آنجهت كه ايندو گل سرسبد همه و مقبول خاطر همگى است و علمدار اينطايفه‌اند ( چونكه صد آمد نودهم پيش ما است ) طعن برايند و طعن بر همه است ، ابطال ايندو ابطال همه است مقصدم راه عارفانه بود * نقض آئين صوفيانه بود غرضم مولوىّ و حافظ نيست * حافظ و مولوى بهانه بود بعلاوه آنكه امروز ديوان ايندو نفر يكى از وسائل و آلات فريبندگى اين گروه گرديده كه عوام بيچاره و سادگانزا بوسيله ايندو كتاب ميفريبند ، از اين جهت براى دفع دخل از معترضين ، براى مولوى گفته‌ام : بر گو بمولوى مكن از من شكايتى * كردى سعايتى و نمودم حمايتى او سعى در فساد دين كرد و من حمايت از وى و درباره حافظ گفته‌ام : بر گو گله از ما نكند حافظ شيراز * او پرده درى كرد و منش كشف همه راز 3 - نظر بشرح حافظ يا مولوى فقط از جهت اعتقادات و مسلك است كه ميخواهيم ثابت كنيم كه ايندو و امثالشان بر طريقه اماميه اثنى عشريه نيستند و گفته‌ها و معتقداتشان خارج از اين مذهب و مسلك است تا ايشان را به شيعه نچسبانند و عوام بيچاره را نفريبند ، ديگر غرض بخصوصيت احوال تاريخى ايشان ، و يا جنبه علمى ايشان ، يا حد ترقى فكرى و سلوكى ايشان ، يا در چه پايه از علوم هستند ، يا فلان علم را دارا بودند يا نبودند