الشيخ محمد جواد الخراساني

البدعة والتحرف 9

البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى)

بدينى مخصوص يا مذهبى مخصوص نيست صوفى آنست كه تنها ملتزم به آن اصول و فروع باشد خواه يهودى يا نصرانى يا مسلمانان يا بدين ديگر باشد و از اسلام خواه سنى و خواه شيعى و خواه ديگر از هفتاد و سه فرقه باشد بلكه پيدايش تصوف قبل از اسلام در يهود و نصارى و يونانيان و براهمهء هند بوده و از آنجا به مسلمانان مانند ساير اعمال ايشان سرايت كرده ، حاصل آنكه تصوف خود مسلكى است مستقل با هر دينى سازش دارد ، و اختصاص بدينى خاص ندارد چه رسد باسلام تنها . چون در مثل مناقشه نيست و گرنه اين تمثيل بىادبى است مثلش مثل اسلام كه او را اصول و فروعى است كه هر كس ملتزم بان اصول و فروع باشد او را مسلمان نامند و از فرق اسلام شمارند اگرچه مذهبها در جزئييات فروعات با هم اختلاف و تباين شديد دارند « 1 » .

--> ( 1 ) ما در اينجا بحث از مبدء اشتقاق كلمهء صوفى و وجه مناسب وى نكرديم زيرا كه اين بحث را بحث مهمى نديديم صوفيت و تصوف اسم است ما را نظر باسم نيست تا تحقيق در مبدء اشتقاق و وجه تسميه‌اش كنيم و چند صفحه در اين باره بنويسم كه فلان چه گفته و نظر فلان چه بوده حتى از اهل اسلام و متحلين به اسلام گذشته بگفته‌هاى مسيحين و اروپائيان نيز متشبث شويم و كتاب پر كنيم بلكه نظر ما سيره و روش و اعتقادات است از هر چه ميخواهند او را مشتق بدانند و بهر وجهى كه ميخواهند وجه تسميه را بيان كنند . شعر : ما روش را بنگريم و سيرهء را * نى غلو اهل و نام تيره را و نيز اين نام از آسمان نازل نشده و نام گذارى از طرف خدا يا رسول نشده تا ببحث از او و ازوجه تسميه او اهميت بدهيم اگرچه در نظر ما واضح و روشن است كه صوفى متخذ از صوفى است يعنى پشم و وجه تسميه از آنجهت است كه ايشان پشمينه‌پوش بودند و از پيغمبر ( ص ) نيز در حديث است كه فرمود قومى خواهند آمد يلبسون الصوف بلكه بر هر كس كه قطع نظر از گفته اين بقيه در صفحه بعد