الشيخ محمد جواد الخراساني
البدعة والتحرف 5
البدعة والتحرف يا آئين تصوف (فارسى)
آرى نظر خاص با كسانى است كه با من هم عقيده ميباشند يعنى شيعهء خاص كه عبارت از اماميهء اثنى عشريه جعفريه كه معتقد بغيبت ولى عصر ( عج ) هستند . و نيابت خاصه از آنحضرت در زمان غيبت كبرى براى احدى به هيچ عنوانى قائل نيستند ، و ولايت و قطبيت را كه از شئون امامت است چه در حال حضور و چه در حال غيبت امام عليه السّلام زيبنده احدى نميدانند ( كه اگر بر هر كسى زيبا و رسا باشد او خود امام خواهد بود ) بلكه فقط طريقهء حقه را در پيروى اخبار آل عصمت و احكام مقدسهء قرآن و طريق استنباط وى را منحصر بمسلك فقاهت و استنباط يعنى اجتهاد را بر فقهاء لازم و تقليد را بر عوام واجب ميدانند . آرى همهء مقصد آنست كه هم مسلكان خود را از پرتگاه ضلالت نجات داده و قلوب صافيهء ايشان را از زيغ شبهات واهيه و تشكيكات لاهيهء اهل ضلال به آب حيوة علم حيوتى بخشيده باشم ، تا بنور بصيرت و اهتداء در چاههاى تلبيسات و اشتباه كاريها نيفتند و از تاريكيهاى اوهام و پندار به سهولت گذر كنند و با حربهء علم بر سر خصم معاند بكوبند و با حجت قوى گردوخاك خناس مفسد را از لوح دلها برو بند تصوف چيست ؟ اگرچه بطلان تصوف در نظر شيعهء اماميه اظهر من الشمس وابين . من الامس است ، بطوريكه هر كس كه خود را شيعهء امامى ميداند ، مسلك تصوف را در بطلان مانند مذاهب اربعهء اهل تسنن يعنى حنفى و مالكى و شافعى و حنبلى ميداند ، بطلانش بىنياز از حجت و برهان است . شيعهء اثنى عشرى در نظرش مساوى است ، چه بگويند فلانى سنى است