الشيخ محمد جواد الخراساني

79

اعتكاف در اسلام (فارسى)

جاى ترك حيوانى ، چرا ذكر از قطب و مرشد بگيرند ، عبادتى كه گفته شد عمل كنند . مگر آن چه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله گفته و خود عمل نموده آنها كشف و شهود و مقامات نمىآورد ؟ و آن چه اهل بدعت و صاحبات دكان كه نام آنها « 1 » اقطاب « 2 » و بزرگان گذاشته‌اند ، عمل كرده و گفته‌اند انسان را به اين مقامات

--> ( 1 ) - نك : عوارف المعارف ، 99 ؛ مصباح الهداية و مفتاح الكفاية ، ص 160 ؛ مجمع البحرين ابرقوهى ، ص 225 ، آثار درويش محمد طبسى . آرى همانگونه كه بسيارى از دانشمندان ، عرفا و برخى از حتى صوفيه‌گفته‌اند چله‌نشينى ريشهء اسلامى ندارد . نمونه را : شمس تبريزى مىگويد : اين چله‌داران متابع موسى عليه السّلام شدند چون از محمد صلّى اللّه عليه و إله مزه نيافتند ، حاشا بلكه متابعت محمد صلّى اللّه عليه و إله به شرط نكردند ، از متابعت موسى اندكىمزه يافتند . نك : مقالات شمس ، تصحيح محمد على موحد ، ص 171 . چله‌نشينىنزد مولانا جلال الدين مولوى هم ممدوح نبوده است . آن‌گاه كه فرزندش‌براى چله‌نشينى اصرار مىورزد مىگويد : بهاء الدين ، محمديان را خلوت‌و چله نيست و در دين ما بدعت است اما در شريعت موسى عليه السّلام وعيسى عليه السّلام ايشان را بوده است . نك : مناقب العارفين ، ج 2 ص 793 . ( 2 ) - اقطاب جمع قطب : سرآمد همه قلاشهاى هر زمان را قطب گويند . به عبارت ديگر ، « قطب » بالاترين اولياء اللّه عصر خود مىباشد ، او ولى بسيار كامل پرمايهء معماآميزى است كه به مراحل نهائى طريقت رسيده و خود را محور نظام دنيا و آخرت دانسته و مدعى شاهى ( معنوى ) و حكمفرمايى بر همه مىباشد . نك : عارف و صوفى چه مىگويند ؟ ص بط .