الشيخ محمد جواد الخراساني
15
تلخيص النحو (فارسى)
مخصوصىرا صرف نامند و آن تغييرات آخر كلمه است بهجرّ و تنوين يعنى هر كلمه كه آخر او قبول جرّ و تنوين كند بدون مانع او را منصرف گويند يعنى قبول كننده است . صرف و تغيير را و هر اسمى كه قبول نكند گويند غير منصرف زيرا بعضى از اسماء بدون مانع هم قبول جرّ و تنوين كنند چون حسنٍ و بعضى ديگر نكنند چون عَمر و احمد كه نه تنوين قبول كند و نه جرّ بلكه در وقت جر بايد بهفتحه خوانده شود . پس گفته شود « عُمَرَ » و « احمدَ » وهم در هر سه حالت بىتنوين باشد . پس منصرف در اين علم عبارتست از جَر و تنوين و منصرف عبارتست از قبول كننده صرف يعنى جَر و تنوين . اما گفتيم بدون مانع تا شامل شود آنگاه كه اسم بنفسه قبول جر و تنوين كند لكن فعلًا بواسطه مانع قبول تنوين نكند چون « الْحَسَنَ » زيرا كه هر اسمى كه با الف و لام باشد در هيچ حالتى از رفع و نصب و جرّ با تنوين نباشد لذا گفتهاند الف و لام با تنوين جمع نشود . اجمالٌ : بحث راجع به جمله هر دو كلمه كه با يكديگر جمع شود كه يكى از آنها عامل و ديگرى معمول باشد او را جمله نامند و همچنين اگر بيشتر از دو كلمه باشد هر چه عمل در او نباشد او را مركب نامند . تفصيلٌ : جمله يعنى مجموع و با هم . پس هر دو كلمه با هم را جمله نامند امّا بهشرط آنكه يكى عمل در ديگرى كند خواه هر دو اسم باشند چون « عالمٌ حسنٌ » ؛ و خواه يكى فعل و ديگرى اسم باشد