الشيخ محمد جواد الخراساني
94
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
باز خود در حيص و بيص افتادند كه بعضى از همانها را در اخبار از حتميّات شمرده ، مانند همان اختلاف و انقراض بنى العباس و مع ذلك تخلف كرده ، همهء اينها از جهت اين است كه متوجه نشدند كه وقايع غير از علامات است . اگرچه به وجهى هم مىتوان آنها را علامت خواند و علامات فرج جزئى غير علامات فرج كلّى است و حتميّه دو نوع است : حتمى الوقوع و حتمى العلامه ، اگر از اول تحقيق و تنقيح مىشد نه اشتباه مىشد و نه مورد اعتراض مىگرديد . مانعى ندارد كه همه را هم به وجهى علامت بنامند ، زيراكه در عين حال هركدام به وجهى علامت است و به وجهى علامت فرج است ، اما كى و چه وقت محقق نيست و به اين لحاظ هركدام فى الجمله علاميتى دارد . در اخبار نسبت به بعضى اسم علامت به او اطلاق شده بلكه حتى خود غيبت امام عليه السّلام هم علامت فرج خوانده شده ، محمد بن زياد گفت : به امام على النقى عليه السّلام نوشتم سؤال كردم از فرج حضرت ، نوشت : هرگاه صاحب شما غيبت كند از دار ظالمين پس متوقع فرج باشيد . « 1 » پس مانعى ندارد كه اطلاق علامت يا علامت فرج شود ، اما بايد تحقيق كرده شود كه فرج دو فرج است و علامت دو نوع . مطلب ديگر اين وقايعى كه پيشگويى شده است از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم و ائمهء طاهرين عليه السّلام بر دو نوع است : نوعى وقايع كليّه عامّه است كه جنبه نوعيّت و عموميّت و كليّت دارد و نوعى وقايع خاصه است ، مثلا إخبار به فلان امر يا فلان واقعه . اما نوع اول : بسيارى از آنها به عباراتى ذكر شده كه اختصاص به عصر غيبت ندارد ، مانند اينكه زود است بعد از من يا در امت من چنين و چنان شد ، يا زمانى بيايد كه چنين و چنان شود ، حتى كلمهء « در آخر الزّمان چنين و چنان شود » . زيراكه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم به ابوذر فرمود : قومى در آخر الزمان پيدا شوند كه لباس پشمينه
--> ( 1 ) - بحار 51 / 159 ح 9 ؛ 52 / 150 ح 77 .