الشيخ محمد جواد الخراساني
89
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
خلاصه مدرك گفتهاش و استنباط و استخراجش هرچه باشد و لو مستند به حديثى كه نسبت به ائمه يا امير المؤمنين عليه السّلام داده شده باشد ، همهاش دروغ است . فرمودند : ما براى كسى وقت نگذاردهايم و نمىگذاريم و فرمودند : ما نمىدانيم ، علم او مخصوص حق است . پس جايى كه امام نداند منجم مىداند يا مرتاضى كه مسلمان نيست ! ؟ يا اگر اظهار اسلام هم مىكند اهل نماز و روزه و ساير تكاليف شرعيّه نيست ، يا صوفى كه به جز حيله و تزوير و تلبيس و تدليس ندارد و در حقيقت شاگرد ابليس است مىداند ! ؟ به حمد للّه كه هرچه بافتههايى كه محيى الدينشان يا نعمة اللّهشان يا فلان على شاه و فلان على شاه ديگرشان بافته بودند پشم گرديد . اى شيعهء سادهلوح صاف دل به اين رمزگويىها و جفنگگويىها فريفته مشو ، كه مىترسم از هول حليم در ديگ افتى ، چنانكه بسيارى كه مريد ايشان شدند از همين هول حليم بود . سؤال : امام چرا نبايد بداند ؟ دانستن امام كه منافى با سياست خدا و سرّ خدا نيست ، در سياستهاى دولتى بسيارى از امور را رجال سياسى دولت با اطلاعند ! جواب : نمىدانم چه سياستى در كار است ، آنقدر مىدانم كه بعضى از امور منحصرا علم او مختص به ذات حق است و اين قدر هم مىدانم كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم و امام عليه السّلام دروغ نمىگويند ، نمىدانم خصوصا به آن نحوه از تأكيد كه ذكر شد يقين مىدانم كه نمىدانند و بر من لازم نيست كه بدانم چرا بايد ندانند ؟ سرّ خدا و سياست خداست ، حكمت خدا اقتضاء كرده كه اين سرّ را ندانند و ما را هم نمىرسد كه بگوييم چرا بايد ندانند ، چنانچه ايشان را هم نمىرسد كه بگويند چرا ما بايد ندانيم . ولى بهنحو احتمال مىگويم شايد يك وجهش همين باشد كه چون ما بدانيم كه امام نمىداند ؛ ديگر قطع اميد كنيم نه از امام زياد پرسش كنيم و نه ديگر پى اين و آن برويم و اعتماد به قول او كنيم ، يا پى جفر و رياضت و كشف برويم و وقت خود را ضايع كنيم .