الشيخ محمد جواد الخراساني
8
مهدى منتظر (عج) (فارسى)
آزادى است ) كه توليت آن با عموى ايشان بوده است ؛ سكنى مىگزيند و مشغول تحصيل مىشود . تلاش بسيار او در امر تحصيل ، او را از ديگر شاگردان مدرسه ممتاز مىسازد و در رديف مدرّسان خوب حوزه قرار مىدهد . پس از مدتى تحصيل و تدريس ، خود را نيازمند حوزهاى بزرگتر ، مانند حوزهء قم كه آن زمان با ورود آيت اللّه حائرى قدّس سرّه رونق گرفته بود و يا حوزهء نجف مىبيند و سرانجام پس از مدتى ترديد ، نجف را برمىگزيند و براى كسب فيض به آن ديار مقدّس مىرود . در حوزهء نجف ، از محضر آيات عظام و استادان بزرگى همچون : آقا ضياء عراقى ، اصطهباناتى ، سيد محمود شاهرودى ، سيد ابو الحسن اصفهانى و سيد حسين اصفهانى ( داماد آقا سيد ابو الحسن ، معروف به آيت اللّه داماد ) بهره مىبرد . با پشتكارى كمنظير ، در مدّت كمتر از پنج سال ، به مقام عالى اجتهاد دست مىيابد ، بهگونهاى كه خود را بىنياز از حضور در درس استادان بزرگوار خويش مىبيند ، به تحقيق و تدريس روى مىآورد و با تلاشى مضاعف ، اين عرصه را مىپيمايد و در رديف فضلاى بنام حوزهء نجف قرار مىگيرد . از طرف مرحوم آيت اللّه قمى قدّس سرّه كه آن زمان در حوزهء كربلا بوده و به ساماندهى و اصلاح آن مشغول بوده ؛ براى تدريس دعوت مىشود و به حوزهء كربلا مىرود . طولى نمىكشد كه مرحوم آية اللّه اصفهانى قدّس سرّه ، مرحوم آيت اللّه داماد را به كربلا مىفرستد تا ايشان را متقاعد كند كه حوزهء نجف بيشتر به وجود ايشان نيازمند است و بايد به نجف برگردد ، بالاخره ايشان هم مىپذيرند و دو مرتبه به نجف برمىگردند . در نجف مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى از ايشان دعوت مىكند در مجلسى كه روزهاى پنجشنبه در منزل ايشان برگزار مىشود منبر بروند ، با اينكه در نجف منبر رفتن جزء برنامه ايشان نبوده است ، ولى بهخاطر نسبتى كه با مرحوم آقابزرگ داشته ( داماد خالهء مادرى ) تقاضاى ايشان را مىپذيرد و مورد توجّه فضلا و علمائى كه پاى منبر ايشان جمع بودند ، قرار مىگيرد . خلاصه پس از هفت سال اقامت در نجف براى ديدار پدر و مادر و وابستگان به همراه خانواده و به قصد بازگشتن به نجف ، به ايران مىآيد . در اين بين ويزا و