الشيخ محمد جواد الخراساني

64

مهدى منتظر (عج) (فارسى)

حكمت‌هاى الهى امتحان است چنان‌كه گذشت و امتحان به انواعى است ، يكى از انواع امتحان مهلت دادن است . فَمَهِّلِ الْكافِرِينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً « 1 » و مهلت گاهى فردى است و گاهى نوعى ، مهلت فردى مهلت دادن هر شخصى است در كار خود و واگذارى او را به عمل خود . مهلت نوعى آن است كه نوع بشر را مدتى به خود واگذارد و امر ايشان را به قوانين كلّيه‌اى كه نهاده محوّل كند ، اين مدت « فترت » ناميده مىشود . دوره‌هاى فترت پيش از اسلام بوده از بعد از شيث تا ادريس فترت بود ، يعنى پيامبر مرسل ظاهرى نبود و از ادريس تا نوح فترت بود و از نوح و هود تا صالح فترت بود و از صالح تا ابراهيم فترت بود و از يوسف تا موسى فترت بود و از عيسى تا محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم فترت بود ، « 2 » پس چه مانعى دارد كه با علت‌ها و حكمت‌هاى ديگر كه ذكر شد حكمت خداوند اقتضاء كند كه در اين امت نيز فترت باشد ؟ سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلًا « 3 » پس در زمان فترت و مدت مهلت ، با بودن حجت از كتاب و سنت هيچ‌گونه اهمالى نيست ، بلكه حكم غيبت حكم مسافرت است . در مسافرت اگر تكليف معلوم باشد چه اهمالى است ؟ بلى انتفاعاتى كه در حال حضور هست زائد بر اندازهء حجت ، بىشبهه بيش از آن است كه در حال غيبت و مسافرت است ، اما نه به طورى كه سلب آن انتفاعات موجب اهمال باشد با موجب فتور و سستى در پيروانش باشد يا موجب ريب و شبهه در دل دوستانش شود . حضرت صادق عليه السّلام فرمود : خداوند دانسته است كه اولياء او ريب و شك دورى نمىكنند و اگر مىدانست كه ريب و شك دورى مىكنند حجت خود را يك طرفة العينى از ايشان مفقود نمىكرد . « 4 »

--> ( 1 ) - طارق 17 . ( 2 ) - كمال الدين 1 / 127 به بعد . ( 3 ) - اسراء 77 . ( 4 ) - معجم احاديث الامام المهدى 3 / 399 ح 954 ؛ بحار 52 / 95 ح 9 .